errancy

[ایالات متحده]/ˈɛrənsɪ/
[بریتانیا]/ˈɛrənsɪ/

ترجمه

n. حالت اشتباه؛ انحراف از معیار؛ تمایل به اشتباه کردن
Word Forms
جمعerrancies

عبارات و ترکیب‌ها

moral errancy

اشتباه اخلاقی

errancy in judgment

اشتباه در قضاوت

errancy of belief

اشتباه در باور

errancy in thought

اشتباه در فکر

errancy detection

تشخیص انحراف

errancy analysis

تجزیه و تحلیل انحراف

errancy correction

اصلاح انحراف

errancy issues

مشکلات انحراف

errancy assessment

ارزیابی انحراف

errancy report

گزارش انحراف

جملات نمونه

his errancy in judgment led to significant mistakes.

اشتباهات جدی به دلیل نادرستی قضاوت او رخ داد.

we must address the errancy in our data collection methods.

ما باید به روش‌های جمع‌آوری داده خود رسیدگی کنیم تا از نادرستی جلوگیری شود.

errancy is a natural part of the learning process.

نادرستی بخشی طبیعی از فرآیند یادگیری است.

her errancy was acknowledged, but she learned from it.

نادرستی او پذیرفته شد، اما او از آن درس گرفت.

he often reflects on his errancy in past decisions.

او اغلب در مورد نادرستی خود در تصمیمات گذشته فکر می‌کند.

the errancy of the report raised many questions.

نادرستی گزارش سوالات زیادی را ایجاد کرد.

errancy can sometimes lead to unexpected discoveries.

نادرستی گاهی اوقات می‌تواند منجر به کشف‌های غیرمنتظره شود.

they analyzed the errancy in their experiment's results.

آنها نادرستی را در نتایج آزمایش خود تجزیه و تحلیل کردند.

recognizing errancy is the first step toward improvement.

تشخیص نادرستی اولین قدم به سوی بهبود است.

the errancy in his calculations was quickly corrected.

نادرستی در محاسبات او به سرعت تصحیح شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید