espial

[ایالات متحده]/ɪˈspaɪəl/
[بریتانیا]/ɪˈspaɪəl/

ترجمه

n. عمل جاسوسی یا مشاهده؛ نظارت یا شناسایی
Word Forms
جمعespials

عبارات و ترکیب‌ها

espial of danger

دیدن خطر

hidden espial

مشاهده پنهان

espial techniques

تکنیک های مشاهده

critical espial

مشاهده حیاتی

espial mission

ماموریت مشاهده

espial report

گزارش مشاهده

stealthy espial

مشاهده مخفیانه

espial methods

روش های مشاهده

espial operation

عملیات مشاهده

espial unit

واحد مشاهده

جملات نمونه

his espial of the enemy's movements was crucial.

مشاهده او از تحركات دشمن بسیار حیاتی بود.

the detective relied on his keen espial skills.

مامور پلیس به مهارت‌های مشاهده دقیق خود متکی بود.

she conducted an espial of the area before entering.

او قبل از ورود، یک مشاهده از منطقه انجام داد.

espial of the wildlife is essential for research.

مشاهده حیات وحش برای تحقیقات ضروری است.

the spy's espial was undetected by the guards.

مشاهده جاسوس توسط نگهبانان شناسایی نشد.

his careful espial revealed hidden dangers.

مشاهده دقیق او خطرات پنهان را آشکار کرد.

they used drones for espial during the mission.

آنها در طول ماموریت از پهپادها برای مشاهده استفاده کردند.

her espial of the competition gave her an advantage.

مشاهده او از رقابت به او برتری داد.

espial is a key element in military strategy.

مشاهده یک عنصر کلیدی در استراتژی نظامی است.

he was praised for his effective espial techniques.

او به خاطر تکنیک‌های مشاهده موثرش مورد تحسین قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید