essayed

[ایالات متحده]/[ˈɛsɪd]/
[بریتانیا]/[ˈɛsɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای تلاش یا انجام کاری، به ویژه کاری دشوار؛ نوشتن یک مقاله یا تز؛ بیان با کلمات یا گفتار؛ بیان به روشی رسمی.

عبارات و ترکیب‌ها

essayed a role

نقش را ایفا کرد

essayed optimism

خوش‌بینی را به نمایش گذاشت

essayed bravely

با شجاعت به نمایش گذاشت

essayed unsuccessfully

به‌طور ناموفقانه به نمایش گذاشت

essayed to please

برای خوشایند به نمایش گذاشت

essayed a smile

لبخند را به نمایش گذاشت

essayed a performance

اجا را به نمایش گذاشت

essayed nonchalance

بی‌خیالی را به نمایش گذاشت

essayed a disguise

یک نقاب را به نمایش گذاشت

essayed the part

نقش را ایفا کرد

جملات نمونه

the philosopher essayed the nature of consciousness with remarkable depth.

فیلسوف به طرز شگفت‌انگیزی عمیقاً به بررسی ماهیت آگاهی پرداخت.

she essayed a new approach to the problem, hoping for a breakthrough.

او یک رویکرد جدید به مشکل را امتحان کرد، امیدوار بود که به یک پیشرفت دست یابد.

he essayed to explain the complex theory in simple terms.

او سعی کرد این نظریه پیچیده را به زبان ساده توضیح دهد.

the young writer essayed a novel exploring themes of loss and redemption.

نویسنده جوان یک رمان را امتحان کرد که مضامین از دست دادن و رستگاری را بررسی می‌کرد.

the team essayed several strategies before settling on the most effective one.

تیم چندین استراتژی را امتحان کرد قبل از اینکه به مؤثرترین یک برسد.

the student essayed a persuasive argument in her final paper.

دانشجو یک استدلال متقاعد کننده را در مقاله پایانی خود امتحان کرد.

the chef essayed a fusion dish blending italian and japanese flavors.

سرآشپز یک غذای تلفیقی را امتحان کرد که ترکیبی از طعم‌های ایتالیایی و ژاپنی بود.

the artist essayed a series of portraits capturing the essence of the subjects.

هنرمند مجموعه‌ای از پرتره‌ها را امتحان کرد که جوهر موضوعات را به تصویر می‌کشید.

the company essayed a new marketing campaign to reach a younger audience.

شرکت یک کمپین بازاریابی جدید را امتحان کرد تا به مخاطبان جوان‌تر برسد.

the scientist essayed a hypothesis and designed an experiment to test it.

دانشمند یک فرضیه را امتحان کرد و یک آزمایش برای آزمایش آن طراحی کرد.

the musician essayed a complex improvisation during the concert.

موسیقی‌دان یک بداهت پیچیده را در طول کنسرت امتحان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید