ethnicized spaces
فضاهای قومیشده
ethnicized neighborhoods
محلههای قومیشده
ethnicized communities
جامعههای قومیشده
ethnicized identity
هویت قومیشده
ethnicized culture
فرهنگ قومیشده
has been ethnicized
قومیسازی شده است
being ethnicized
در حال قومیسازی شدن
was ethnicized
قومیسازی شده بود
ethnicized discourse
گفتمان قومیشده
ethnicized representation
بازنمایی قومیشده
the ethnicized politics of the region has led to deep divisions.
سیاستهای قومی منطقه برای دههها نتایج انتخابات را شکل دادهاند.
scholars argue that the conflict has become increasingly ethnicized.
محققان استدلال میکنند که در طول زمان، این منازعه به طور فزایندهای قومی شده است.
the media's ethnicized discourse fueled tensions between communities.
هویت قومی گروههای اقلیت اغلب تعیینکننده تحرکاجتماعی آنهاست.
young people are rejecting ethnicized identities in favor of cosmopolitanism.
رسانهها به خاطر ترویج روایتهای قومی که باعث ایجاد تفرقه میشود مورد انتقاد قرار گرفتهاند.
ethnicized violence has displaced thousands of civilians.
گفتمان عمومی به شدت قومی شده است و گفتگوهای سازنده را دشوار میکند.
the party exploited ethnicized sentiment to gain political support.
خشونت قومی به طور ناگهانی رخ داد اما سالها در حال شکلگیری بود.
historians warn against ethnicized interpretations of the past.
تنشهای قومی در امتداد مرز منجر به افزایش نظامی شده است.
the border dispute has been ethnicized by nationalist leaders.
قدرتهای استعماری مرزهای قومی را ترسیم کردند که هنوز هم باعث اختلافات امروز شدهاند.
social media platforms amplify ethnicized hate speech.
گروههای قومی در پایتخت سنتهای فرهنگی متمایزی را حفظ میکنند.
peace negotiations require addressing ethnicized grievances.
نمادهای ملی به شدت قومی شدهاند و جمعیتهای خاصی را حذف میکنند.
the curriculum was criticized for promoting ethnicized narratives.
سیاستهای قومی در مسکن باعث تداوم تفکیک مسکونی شده است.
international observers noted the ethnicized nature of the elections.
برنامه درسی یک نسخه بسیار قومیشده از تاریخ ملی را ارائه میدهد.
ethnicized spaces
فضاهای قومیشده
ethnicized neighborhoods
محلههای قومیشده
ethnicized communities
جامعههای قومیشده
ethnicized identity
هویت قومیشده
ethnicized culture
فرهنگ قومیشده
has been ethnicized
قومیسازی شده است
being ethnicized
در حال قومیسازی شدن
was ethnicized
قومیسازی شده بود
ethnicized discourse
گفتمان قومیشده
ethnicized representation
بازنمایی قومیشده
the ethnicized politics of the region has led to deep divisions.
سیاستهای قومی منطقه برای دههها نتایج انتخابات را شکل دادهاند.
scholars argue that the conflict has become increasingly ethnicized.
محققان استدلال میکنند که در طول زمان، این منازعه به طور فزایندهای قومی شده است.
the media's ethnicized discourse fueled tensions between communities.
هویت قومی گروههای اقلیت اغلب تعیینکننده تحرکاجتماعی آنهاست.
young people are rejecting ethnicized identities in favor of cosmopolitanism.
رسانهها به خاطر ترویج روایتهای قومی که باعث ایجاد تفرقه میشود مورد انتقاد قرار گرفتهاند.
ethnicized violence has displaced thousands of civilians.
گفتمان عمومی به شدت قومی شده است و گفتگوهای سازنده را دشوار میکند.
the party exploited ethnicized sentiment to gain political support.
خشونت قومی به طور ناگهانی رخ داد اما سالها در حال شکلگیری بود.
historians warn against ethnicized interpretations of the past.
تنشهای قومی در امتداد مرز منجر به افزایش نظامی شده است.
the border dispute has been ethnicized by nationalist leaders.
قدرتهای استعماری مرزهای قومی را ترسیم کردند که هنوز هم باعث اختلافات امروز شدهاند.
social media platforms amplify ethnicized hate speech.
گروههای قومی در پایتخت سنتهای فرهنگی متمایزی را حفظ میکنند.
peace negotiations require addressing ethnicized grievances.
نمادهای ملی به شدت قومی شدهاند و جمعیتهای خاصی را حذف میکنند.
the curriculum was criticized for promoting ethnicized narratives.
سیاستهای قومی در مسکن باعث تداوم تفکیک مسکونی شده است.
international observers noted the ethnicized nature of the elections.
برنامه درسی یک نسخه بسیار قومیشده از تاریخ ملی را ارائه میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید