genericize

[ایالات متحده]/dʒɪˈnerɪsaɪz/
[بریتانیا]/dʒɪˈnerɪsaɪz/

ترجمه

v. به عمومی یا استاندارد تبدیل کردن؛ از بین بردن محافظت علامت تجاری از نام یک محصول به گونه‌ای که بتوان از آن به عنوان یک اصطلاح رایج استفاده کرد.

عبارات و ترکیب‌ها

genericize the brand

Persian_translation

genericize the name

Persian_translation

become genericized

Persian_translation

genericized trademark

Persian_translation

genericized product

Persian_translation

to genericize

Persian_translation

genericize quickly

Persian_translation

completely genericized

Persian_translation

جملات نمونه

the brand is trying to genericize its product line to appeal to budget-conscious consumers.

برند در تلاش است تا خط تولید محصولات خود را عمومی کند تا برای مصرف‌کنندگان محتاط به بودجه جذاب باشد.

marketing teams often genericize successful products to maximize market share.

تیم‌های بازاریابی اغلب محصولات موفق را عمومی می‌کنند تا سهم بازار را به حداکثر برسانند.

some critics argue that standardization efforts genericize cultural diversity.

برخی از منتقدان استدلال می‌کنند که تلاش‌های استانداردسازی تنوع فرهنگی را عمومی می‌کند.

the company decided to genericize its packaging to reduce costs.

شرکت تصمیم گرفت بسته‌بندی خود را عمومی کند تا هزینه‌ها را کاهش دهد.

when companies genericize their offerings, they risk losing brand identity.

وقتی شرکت‌ها خدمات خود را عمومی می‌کنند، خطر از دست دادن هویت برند را به جان می‌خرند.

regulations may genericize certain medications to make them more accessible.

قوانین ممکن است داروها را عمومی کنند تا آنها را در دسترس‌تر کنند.

the trend to genericize hotel amenities has become increasingly common.

روندی که هتل‌ها امکانات خود را عمومی می‌کنند، به طور فزاینده‌ای رایج شده است.

education systems sometimes genericize curricula to meet national standards.

سیستم‌های آموزشی گاهی اوقات برنامه‌های درسی را عمومی می‌کنند تا با استانداردهای ملی مطابقت داشته باشند.

the algorithm seems to genericize search results based on popular trends.

به نظر می‌رسد الگوریتم نتایج جستجو را بر اساس روند محبوب عمومی می‌کند.

designers worry that mass production will genericize artistic expression.

طراحان نگرانند که تولید انبوه بیان هنری را عمومی کند.

pharmaceutical companies must genericize drugs after patents expire.

شرکت‌های داروسازی باید پس از انقضای حق ثبت اختراع داروها را عمومی کنند.

the fast food industry continues to genericize menu items across different regions.

صنعت غذای سریع همچنان آیتم‌های منو را در مناطق مختلف عمومی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید