euphorias

[ایالات متحده]/juːˈfɔːrɪəz/
[بریتانیا]/juˈfɔrɪəz/

ترجمه

n. شادی یا هیجان شدید؛ حالت بالینی شیدایی؛ شادی یا لذت بزرگ؛ وضعیت شیدایی؛ احساس شادی شدید

عبارات و ترکیب‌ها

pure euphorias

یوریاهای خالص

unexpected euphorias

یوریاهای غیرمنتظره

intense euphorias

یوریاهای شدید

fleeting euphorias

یوریاهای زودگذر

shared euphorias

یوریاهای به اشتراک گذاشته شده

momentary euphorias

یوریاهای لحظه‌ای

collective euphorias

یوریاهای جمعی

euphorias abound

یوریاها فراوان هستند

euphorias rise

یوریاها افزایش می‌یابند

euphorias fade

یوریاها محو می‌شوند

جملات نمونه

she experienced euphorias during the concert.

او در طول کنسرت دچار اوج نشاط شد.

the euphorias of winning the championship were unforgettable.

اوج نشاط پیروزی در مسابقات فراموش نشدنی بود.

he often chases euphorias through travel.

او اغلب به دنبال اوج نشاط از طریق سفر است.

finding love can bring euphorias to one's life.

پیدا کردن عشق می تواند اوج نشاط را به زندگی یک فرد بیاورد.

she felt euphorias after finishing her first marathon.

او پس از اتمام اولین ماراتن خود دچار اوج نشاط شد.

the euphorias of childhood memories often linger.

اوج نشاط خاطرات دوران کودکی اغلب باقی می ماند.

he sought euphorias in his creative pursuits.

او به دنبال اوج نشاط در فعالیت های خلاقانه خود بود.

the euphorias of friendship are invaluable.

اوج نشاط دوستی بسیار ارزشمند است.

they celebrated their success with euphorias and laughter.

آنها موفقیت خود را با اوج نشاط و خنده جشن گرفتند.

experiencing euphorias can enhance one's mental health.

تجربه کردن اوج نشاط می تواند سلامت روان یک فرد را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید