evanescing

[ایالات متحده]/ˌɛvəˈnɛs/
[بریتانیا]/ˌɛvəˈnɛs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به تدریج ناپدید شدن؛ از بین رفتن؛ به تدریج نامرئی شدن

عبارات و ترکیب‌ها

evanesce into

محو شدن در

evanesce away

محو شدن دور

evanesce quickly

به سرعت محو شدن

evanesce softly

به آرامی محو شدن

evanesce slowly

به آرامی محو شدن

evanesce completely

به طور کامل محو شدن

evanesce into air

در هوا محو شدن

evanesce from view

از دید محو شدن

evanesce like mist

مانند مه محو شدن

evanesce in silence

در سکوت محو شدن

جملات نمونه

the memories of that day began to evanesce as time passed.

خاطرات آن روز با گذشت زمان شروع به محو شدن کردند.

her hopes seemed to evanesce with each passing moment.

امیدهای او با هر لحظه ای که می گذشت به نظر می رسید که محو شوند.

as the fog began to lift, the landscape started to evanesce.

همانطور که مه شروع به پراکنده شدن کرد، منظره شروع به محو شدن کرد.

his enthusiasm for the project began to evanesce after the setbacks.

اشتیاق او به پروژه پس از مشکلات شروع به محو شدن کرد.

with a gentle breeze, the smoke began to evanesce into the air.

با نسیمی ملایم، دود شروع به محو شدن در هوا کرد.

the excitement of the event will eventually evanesce.

هیجان رویداد در نهایت محو خواهد شد.

as the night wore on, the crowd began to evanesce.

همانطور که شب طولانی می شد، جمعیت شروع به محو شدن کرد.

her confidence seemed to evanesce when faced with criticism.

اعتماد به نفس او زمانی که با انتقاد روبرو می شد، به نظر می رسید که محو شود.

the colors of the sunset began to evanesce into darkness.

رنگ های غروب شروع به محو شدن در تاریکی کردند.

as the dream faded, it began to evanesce completely.

همانطور که رویا محو شد، شروع به محو شدن به طور کامل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید