evenes

[ایالات متحده]/ˈiːvənz/
[بریتانیا]/ˈiːvənz/

ترجمه

n. یک نام خاص مرتبط با شبکه که به عنوان یک وام‌واژه (مانند یک برند، محصول، مکان یا نام شخص) استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

it evenes out

Persian_translation

evenes up

Persian_translation

evenes the odds

Persian_translation

جملات نمونه

he evenes the scores whenever the rivalry gets intense.

او هر زمان که رقابت تشدید می‌شود، امتیازها را متعادل می‌کند.

she evenes the odds with careful preparation and patience.

او با آمادگی و صبر دقیق، شانس‌ها را متعادل می‌کند.

the referee evenes the odds after a missed call.

داور پس از یک تصمیم اشتباه، شانس‌ها را متعادل می‌کند.

a quick goal evenes the game late in the second half.

یک گل سریع، در اواخر نیمه دوم، بازی را متعادل می‌کند.

that last-minute penalty evenes the match for the home side.

آن پنالتی دقایق پایانی، بازی را برای تیم خانگی متعادل می‌کند.

his apology evenes things out between them after the argument.

ببخشیدگویی او، پس از بحث، روابط آن‌ها را متعادل می‌کند.

new evidence evenes the playing field for the defense.

شواهد جدید، شرایط را برای دفاع متعادل می‌کند.

the team evenes the series with a gritty road win.

تیم با یک پیروزی سخت در خارج از خانه، سری را متعادل می‌کند.

one good swing evenes the count with two strikes.

یک ضربه خوب، با دو ضربه، امتیاز را متعادل می‌کند.

her second try evenes her personal best with last season.

تلاش دوم او، بهترین رکورد شخصی‌اش را با فصل گذشته متعادل می‌کند.

the company evenes out cash flow by cutting unnecessary costs.

شرکت با کاهش هزینه‌های غیرضروری، جریان نقدی را متعادل می‌کند.

he evenes his breathing, then takes the shot.

او نفسش را تنظیم می‌کند، سپس شوت می‌زند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید