eventers

[ایالات متحده]/ɪˈvɛntə/
[بریتانیا]/ɪˈvɛntər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رقیب در مسابقات رویداد; سوارکار مسابقه سه روزه

عبارات و ترکیب‌ها

top eventer

اسب‌دوانی برتر

eventer training

آموزش سوارکاری

professional eventer

اسب‌دوانی حرفه‌ای

eventer competition

مسابقه اسب‌دوانی

eventer skills

مهارت‌های اسب‌دوانی

seasoned eventer

اسب‌دوانی باتجربه

eventer community

جامعه اسب‌دوانی

eventer lifestyle

سبک زندگی اسب‌دوانی

eventer awards

جوایز اسب‌دوانی

eventer challenges

چالش‌های اسب‌دوانی

جملات نمونه

the eventer showcased impressive skills at the competition.

مسابقه‌گر مهارت‌های چشمگیری را در مسابقه به نمایش گذاشت.

many eventers train for years to perfect their techniques.

بسیاری از مسابقه‌گران سال‌ها تمرین می‌کنند تا تکنیک‌های خود را کامل کنند.

as an eventer, she travels to various shows across the country.

به عنوان یک مسابقه‌گر، او به نمایش‌های مختلف در سراسر کشور سفر می‌کند.

the eventer received praise for their outstanding performance.

مسابقه‌گر به خاطر عملکرد فوق‌العاده‌اش مورد تحسین قرار گرفت.

eventers must have a strong bond with their horses.

مسابقه‌گران باید پیوند محکمی با اسب‌های خود داشته باشند.

she dreams of becoming a professional eventer one day.

او رویای تبدیل شدن به یک مسابقه‌گر حرفه‌ای را در یک روز دارد.

the eventer's dedication to training is admirable.

تعهد او به تمرین قابل تحسین است.

eventers often participate in multiple disciplines.

مسابقه‌گران اغلب در چندین رشته شرکت می‌کنند.

the local eventer club hosts competitions every month.

باشگاه محلی مسابقه‌گران هر ماه مسابقاتی را برگزار می‌کند.

she learned valuable lessons as an aspiring eventer.

او درس‌های ارزشمندی را به عنوان یک مسابقه‌گر مشتاق آموخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید