the poet served as a spiritual exalter of the nation's hopes.
شاعر به عنوان یک بلند کننده معنوی از امیدهای ملت خدمت میکرد.
music can be an emotional exalter that lifts weary souls.
موسیقی میتواند یک بلند کننده احساسی باشد که ارواح خسته را بالا میبرد.
she was known as the great exalter of traditional values.
او به عنوان بلند کننده بزرگ ارزشهای سنتی شناخته میشد.
the leader acted as an exalter of his people's courage.
رهبر به عنوان بلند کننده شجاعت مردم خود عمل میکرد.
the priest became a true exalter of faith in the community.
کشیش به یک بلند کننده واقعی ایمان در جامعه تبدیل شد.
art often serves as an exalter of human potential.
هنر اغلب به عنوان بلند کننده پتانسیل انسانی عمل میکند.
he was called the exalter of liberty throughout the land.
او به عنوان بلند کننده آزادی در سراسر سرزمین شناخته میشد.
the teacher functioned as an exalter of young minds.
معلم به عنوان بلند کننده ذهنهای جوان عمل میکرد.
religious texts have always been exalter of the human spirit.
متون مذهبی همیشه بلند کننده روح انسان بودهاند.
the mentor played the role of exalter and guide to his students.
استاد نقش بلند کننده و راهنما را برای دانشآموزان خود ایفا میکرد.
freedom fighters are the exalter of national dignity.
آزادکنندگان ملی بلند کننده عزت ملی هستند.
the ancient philosopher was an exalter of wisdom and virtue.
فيلسوف باستان یک بلند کننده خرد و فضيلت بود.
the poet served as a spiritual exalter of the nation's hopes.
شاعر به عنوان یک بلند کننده معنوی از امیدهای ملت خدمت میکرد.
music can be an emotional exalter that lifts weary souls.
موسیقی میتواند یک بلند کننده احساسی باشد که ارواح خسته را بالا میبرد.
she was known as the great exalter of traditional values.
او به عنوان بلند کننده بزرگ ارزشهای سنتی شناخته میشد.
the leader acted as an exalter of his people's courage.
رهبر به عنوان بلند کننده شجاعت مردم خود عمل میکرد.
the priest became a true exalter of faith in the community.
کشیش به یک بلند کننده واقعی ایمان در جامعه تبدیل شد.
art often serves as an exalter of human potential.
هنر اغلب به عنوان بلند کننده پتانسیل انسانی عمل میکند.
he was called the exalter of liberty throughout the land.
او به عنوان بلند کننده آزادی در سراسر سرزمین شناخته میشد.
the teacher functioned as an exalter of young minds.
معلم به عنوان بلند کننده ذهنهای جوان عمل میکرد.
religious texts have always been exalter of the human spirit.
متون مذهبی همیشه بلند کننده روح انسان بودهاند.
the mentor played the role of exalter and guide to his students.
استاد نقش بلند کننده و راهنما را برای دانشآموزان خود ایفا میکرد.
freedom fighters are the exalter of national dignity.
آزادکنندگان ملی بلند کننده عزت ملی هستند.
the ancient philosopher was an exalter of wisdom and virtue.
فيلسوف باستان یک بلند کننده خرد و فضيلت بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید