exoner

[ایالات متحده]/ɪɡˈzɒnə/
[بریتانیا]/ɪɡˈzɑːnər/

ترجمه

v. از سرزنش یا مسئولیت معاف کردن
n. کاپیتان نگهبانان شاه (۴ مرد)
شکل‌های واژه
جمعexoners

عبارات و ترکیب‌ها

exonerate someone

برای کسی تبرئه کردن

exoneration process

فرآیند تبرئه

exonerate from charges

از اتهامات تبرئه کردن

exonerated individual

شخص تبرئه شده

exoneration hearing

جلسه تبرئه

exonerate evidence

تبره کردن مدارک

exoneration claim

ادعای تبرئه

exonerate defendant

متهم را تبرئه کردن

exoneration letter

نامه تبرئه

exonerate accusations

اتهامات را تبرئه کردن

جملات نمونه

the evidence will exonerate him from all charges.

شواهد او را از همه اتهامات تبرئه خواهد کرد.

she hopes the investigation will exonerate her reputation.

امیدوار است تحقیقات شهرت او را تبرئه کند.

they worked hard to exonerate the wrongly accused.

آنها سخت تلاش کردند تا افراد متهم بی‌گناه را تبرئه کنند.

his alibi was strong enough to exonerate him.

مدعای او به اندازه‌ای قوی بود که او را تبرئه کند.

the lawyer presented new evidence to exonerate his client.

وکیل مدارک جدیدی ارائه داد تا موکلش را تبرئه کند.

exonerating someone can take a long time.

تبرئه کردن کسی ممکن است زمان زیادی طول بکشد.

she was finally exonerated after years of legal battles.

پس از سال‌ها مبارزه قانونی، او سرانجام تبرئه شد.

the dna test results helped to exonerate the suspect.

نتایج آزمایش DNA به تبرئه مظنون کمک کرد.

it is essential to exonerate innocent people.

تبرئه افراد بی‌گناه ضروری است.

public opinion can influence efforts to exonerate individuals.

نظر عمومی می‌تواند بر تلاش‌ها برای تبرئه افراد تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید