| جمع | exoners |
exonerate someone
برای کسی تبرئه کردن
exoneration process
فرآیند تبرئه
exonerate from charges
از اتهامات تبرئه کردن
exonerated individual
شخص تبرئه شده
exoneration hearing
جلسه تبرئه
exonerate evidence
تبره کردن مدارک
exoneration claim
ادعای تبرئه
exonerate defendant
متهم را تبرئه کردن
exoneration letter
نامه تبرئه
exonerate accusations
اتهامات را تبرئه کردن
the evidence will exonerate him from all charges.
شواهد او را از همه اتهامات تبرئه خواهد کرد.
she hopes the investigation will exonerate her reputation.
امیدوار است تحقیقات شهرت او را تبرئه کند.
they worked hard to exonerate the wrongly accused.
آنها سخت تلاش کردند تا افراد متهم بیگناه را تبرئه کنند.
his alibi was strong enough to exonerate him.
مدعای او به اندازهای قوی بود که او را تبرئه کند.
the lawyer presented new evidence to exonerate his client.
وکیل مدارک جدیدی ارائه داد تا موکلش را تبرئه کند.
exonerating someone can take a long time.
تبرئه کردن کسی ممکن است زمان زیادی طول بکشد.
she was finally exonerated after years of legal battles.
پس از سالها مبارزه قانونی، او سرانجام تبرئه شد.
the dna test results helped to exonerate the suspect.
نتایج آزمایش DNA به تبرئه مظنون کمک کرد.
it is essential to exonerate innocent people.
تبرئه افراد بیگناه ضروری است.
public opinion can influence efforts to exonerate individuals.
نظر عمومی میتواند بر تلاشها برای تبرئه افراد تأثیر بگذارد.
exonerate someone
برای کسی تبرئه کردن
exoneration process
فرآیند تبرئه
exonerate from charges
از اتهامات تبرئه کردن
exonerated individual
شخص تبرئه شده
exoneration hearing
جلسه تبرئه
exonerate evidence
تبره کردن مدارک
exoneration claim
ادعای تبرئه
exonerate defendant
متهم را تبرئه کردن
exoneration letter
نامه تبرئه
exonerate accusations
اتهامات را تبرئه کردن
the evidence will exonerate him from all charges.
شواهد او را از همه اتهامات تبرئه خواهد کرد.
she hopes the investigation will exonerate her reputation.
امیدوار است تحقیقات شهرت او را تبرئه کند.
they worked hard to exonerate the wrongly accused.
آنها سخت تلاش کردند تا افراد متهم بیگناه را تبرئه کنند.
his alibi was strong enough to exonerate him.
مدعای او به اندازهای قوی بود که او را تبرئه کند.
the lawyer presented new evidence to exonerate his client.
وکیل مدارک جدیدی ارائه داد تا موکلش را تبرئه کند.
exonerating someone can take a long time.
تبرئه کردن کسی ممکن است زمان زیادی طول بکشد.
she was finally exonerated after years of legal battles.
پس از سالها مبارزه قانونی، او سرانجام تبرئه شد.
the dna test results helped to exonerate the suspect.
نتایج آزمایش DNA به تبرئه مظنون کمک کرد.
it is essential to exonerate innocent people.
تبرئه افراد بیگناه ضروری است.
public opinion can influence efforts to exonerate individuals.
نظر عمومی میتواند بر تلاشها برای تبرئه افراد تأثیر بگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید