exorcise

[ایالات متحده]/ˈeksɔːsaɪz/
[بریتانیا]/ˈeksɔːrsaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. خواباندن ارواح؛ دور کردن ارواح شیطانی
Word Forms
قسمت سوم فعلexorcised
زمان گذشتهexorcised
صفت یا فعل حال استمراریexorcising
شکل سوم شخص مفردexorcises

عبارات و ترکیب‌ها

exorcise demons

بیرون راندن شیاطین

exorcise evil spirits

بیرون راندن ارواح شیطانی

جملات نمونه

an ancient ritual to exorcise demons

یک آیین باستانی برای دفع شیاطین

A priest was called in to exorcise the ghost.

به یک کشیش احضار شد تا شبح را از بین ببرد.

This paper has probed into the relativity of Exorcise,Shaman and Yoga with a view to prehistorical culture origin and psychological and physical healing.

این مقاله به بررسی ارتباط بین خروج، شامان و یوگا با هدف بررسی منشاء فرهنگی پیش از تاریخ و درمان روانشناختی و جسمی پرداخته است.

Rising out of the mist amid some of the most sublime alpine scenery in Europe, a spa hotel built on the site of Adolf Hitler's mountain eyrie hopes to exorcise the ghost of the Nazi leader.

در حال بیرون آمدن از مه در میان برخی از دیدنی‌ترین مناظر آلپاین اروپا، یک هتل اسپا که در محل قلعه کوهستانی آدولف هیتلر ساخته شده است، امیدوار است ارواح رهبر نازی را دفع کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید