exorcises

[ایالات متحده]/ˈɛksɔːsaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈɛksɔrˌsaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. راندن ارواح شیطانی؛ حذف شیاطین از کسی یا چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

exorcises demons

بیرون راندن شیاطین

exorcises spirits

بیرون راندن ارواح

exorcises fears

بیرون راندن ترس‌ها

exorcises negativity

بیرون راندن منفی‌گرایی

exorcises doubts

بیرون راندن تردیدها

exorcises evil

بیرون راندن شرارت

exorcises shadows

بیرون راندن سایه‌ها

exorcises pain

بیرون راندن درد

exorcises anger

بیرون راندن خشم

exorcises worries

بیرون راندن نگرانی‌ها

جملات نمونه

she exorcises negative thoughts through meditation.

او افکار منفی را از طریق مدیتیشن بیرون می‌کند.

the priest exorcises the haunted house every year.

کشیش هر سال خانه تسخیر شده را بیرون می‌کند.

he believes that music exorcises his fears.

او معتقد است که موسیقی ترس‌های او را بیرون می‌کند.

they exorcise their doubts before making big decisions.

آنها تردیدهای خود را قبل از اتخاذ تصمیمات بزرگ بیرون می‌کنند.

the therapist exorcises trauma through counseling.

درمانگر آسیب‌های روحی را از طریق مشاوره بیرون می‌کند.

yoga exorcises stress from her life.

یوگا استرس را از زندگی او بیرون می‌کند.

he exorcises his anger by writing in a journal.

او خشم خود را با نوشتن در یک دفترچه بیرون می‌کند.

they believe that laughter exorcises sadness.

آنها معتقدند که خنده غم را بیرون می‌کند.

she exorcises her insecurities through self-affirmation.

او ناامنی‌های خود را از طریق خودتأیید بیرون می‌کند.

the group exorcises bad habits together.

گروه با هم عادات بد را بیرون می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید