exorcises demons
بیرون راندن شیاطین
exorcises spirits
بیرون راندن ارواح
exorcises fears
بیرون راندن ترسها
exorcises negativity
بیرون راندن منفیگرایی
exorcises doubts
بیرون راندن تردیدها
exorcises evil
بیرون راندن شرارت
exorcises shadows
بیرون راندن سایهها
exorcises pain
بیرون راندن درد
exorcises anger
بیرون راندن خشم
exorcises worries
بیرون راندن نگرانیها
she exorcises negative thoughts through meditation.
او افکار منفی را از طریق مدیتیشن بیرون میکند.
the priest exorcises the haunted house every year.
کشیش هر سال خانه تسخیر شده را بیرون میکند.
he believes that music exorcises his fears.
او معتقد است که موسیقی ترسهای او را بیرون میکند.
they exorcise their doubts before making big decisions.
آنها تردیدهای خود را قبل از اتخاذ تصمیمات بزرگ بیرون میکنند.
the therapist exorcises trauma through counseling.
درمانگر آسیبهای روحی را از طریق مشاوره بیرون میکند.
yoga exorcises stress from her life.
یوگا استرس را از زندگی او بیرون میکند.
he exorcises his anger by writing in a journal.
او خشم خود را با نوشتن در یک دفترچه بیرون میکند.
they believe that laughter exorcises sadness.
آنها معتقدند که خنده غم را بیرون میکند.
she exorcises her insecurities through self-affirmation.
او ناامنیهای خود را از طریق خودتأیید بیرون میکند.
the group exorcises bad habits together.
گروه با هم عادات بد را بیرون میکند.
exorcises demons
بیرون راندن شیاطین
exorcises spirits
بیرون راندن ارواح
exorcises fears
بیرون راندن ترسها
exorcises negativity
بیرون راندن منفیگرایی
exorcises doubts
بیرون راندن تردیدها
exorcises evil
بیرون راندن شرارت
exorcises shadows
بیرون راندن سایهها
exorcises pain
بیرون راندن درد
exorcises anger
بیرون راندن خشم
exorcises worries
بیرون راندن نگرانیها
she exorcises negative thoughts through meditation.
او افکار منفی را از طریق مدیتیشن بیرون میکند.
the priest exorcises the haunted house every year.
کشیش هر سال خانه تسخیر شده را بیرون میکند.
he believes that music exorcises his fears.
او معتقد است که موسیقی ترسهای او را بیرون میکند.
they exorcise their doubts before making big decisions.
آنها تردیدهای خود را قبل از اتخاذ تصمیمات بزرگ بیرون میکنند.
the therapist exorcises trauma through counseling.
درمانگر آسیبهای روحی را از طریق مشاوره بیرون میکند.
yoga exorcises stress from her life.
یوگا استرس را از زندگی او بیرون میکند.
he exorcises his anger by writing in a journal.
او خشم خود را با نوشتن در یک دفترچه بیرون میکند.
they believe that laughter exorcises sadness.
آنها معتقدند که خنده غم را بیرون میکند.
she exorcises her insecurities through self-affirmation.
او ناامنیهای خود را از طریق خودتأیید بیرون میکند.
the group exorcises bad habits together.
گروه با هم عادات بد را بیرون میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید