expectably

[ایالات متحده]/ɪkˈspɛktəblɪ/
[بریتانیا]/ɪkˈspɛktəblɪ/

ترجمه

adv. طبق انتظار یا پیش‌بینی

عبارات و ترکیب‌ها

expectably high

به طرز قابل پیش‌بینی بالایی

expectably low

به طرز قابل پیش‌بینی پایینی

expectably good

به طرز قابل پیش‌بینی خوبی

expectably poor

به طرز قابل پیش‌بینی بدی

expectably positive

به طرز قابل پیش‌بینی مثبتی

expectably negative

به طرز قابل پیش‌بینی منفی

expectably favorable

به طرز قابل پیش‌بینی مساعد

expectably unfavorable

به طرز قابل پیش‌بینی نامساعد

expectably stable

به طرز قابل پیش‌بینی پایدار

expectably variable

به طرز قابل پیش‌بینی متغیر

جملات نمونه

expectably, the meeting started late due to traffic.

به طور قابل پیش‌بینی، جلسه به دلیل ترافیک دیر شروع شد.

she performed expectably well on the exam.

او به طور قابل پیش‌بینی در امتحان عملکرد خوبی داشت.

expectably, the weather turned bad during the weekend.

به طور قابل پیش‌بینی، آب و هوا در طول آخر هفته بد شد.

the project was completed expectably ahead of schedule.

پروژه به طور قابل پیش‌بینی زودتر از موعد به پایان رسید.

expectably, the restaurant was crowded on friday night.

به طور قابل پیش‌بینی، رستوران در شب جمعه شلوغ بود.

he expectably won the competition with his skills.

او به طور قابل پیش‌بینی با مهارت‌های خود در مسابقه پیروز شد.

expectably, the price of the product increased after the launch.

به طور قابل پیش‌بینی، قیمت محصول پس از عرضه افزایش یافت.

the team performed expectably well in the championship.

تیم به طور قابل پیش‌بینی در مسابقات قهرمانی عملکرد خوبی داشت.

expectably, the new policy received mixed reactions.

به طور قابل پیش‌بینی، سیاست جدید واکنش‌های مختلطی دریافت کرد.

she expectably took the lead in the project.

او به طور قابل پیش‌بینی رهبری پروژه را به دست گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید