expedientness

[ایالات متحده]//ɪkˈspiːdiəntnəs//
[بریتانیا]//ɪkˈspiːdiəntnəs//

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن مفید؛ مناسب بودن برای دستیابی به یک اهداف مطلوب، به ویژه در نظر گرفتن عملکردی بجای اصل؛ کیفیت مفید و مؤثر بودن در یک موقعیت خاص؛ مفید بودن برای نیازهای فوری؛ تمایل به انتخاب آنچه مفید یا عملکردی در کوتاه مدت است، گاهی به خرج در نظریات اخلاقی.

جملات نمونه

for the sake of expedientness, we took the quickest route and skipped the scenic detour.

برای سهولت، ما سریع‌ترین مسیر را انتخاب کردیم و از منحرف شدن به سمت منظره‌ای گذشتیم.

in the interest of expedientness, the committee approved the budget without a second reading.

در جهت سهولت، کمیته بودجه را بدون خواندن دوباره تأیید کرد.

they chose expedientness over accuracy, and the report contained avoidable errors.

آن‌ها سهولت را بر دقت انتخاب کردند و گزارش اشتباهات قابل جلوگیری داشت.

the manager valued expedientness in daily operations, but insisted on thorough audits each quarter.

مدیر در عملیات روزانه ارزش سهولت را قائل بود، اما هر فصل به ارزیابی‌های کامل اصرار داشت.

his decision was driven by expedientness rather than principle, which upset the team.

تصمیم او توسط سهولت به جای اصلیت دست یافت، که باعث ناراحتی تیم شد.

we sacrificed long-term stability for short-term expedientness, and the system kept breaking.

ما پایداری بلندمدت را برای سهولت کوتاه‌مدت قربانی گذاشتیم و سیستم به طور مکرر خراب می‌شد.

expedientness dictated a temporary fix, but everyone agreed it was not a permanent solution.

سهولت یک راه‌حل موقت را تعیین کرد، اما همه موافقت کردند که این یک راه‌حل دائمی نیست.

under time pressure, expedientness often wins, even when a better option exists.

در زمان فشار، سهولت اغلب برنده می‌شود، حتی وقتی یک گزینه بهتر وجود دارد.

for expedientness, she emailed the file instead of uploading it to the shared drive.

برای سهولت، او فایل را ایمیل کرد به جای آنکه آن را به دیسک مشترک بارگذاری کند.

the policy was revised for expedientness, simplifying procedures for routine requests.

این سیاست به دلیل سهولت بازنگاری شد، فرایندها را برای درخواست‌های معمول ساده‌تر کرد.

he defended the shortcut on the grounds of expedientness, citing the looming deadline.

او این کوتاه‌راه را به دلیل سهولت دفاع کرد، با اشاره به مهلتی که نزدیک می‌شود.

choosing expedientness in hiring may fill seats fast, but it can damage culture later.

انتخاب سهولت در استخدام ممکن است به سرعت صندلی‌ها را پر کند، اما ممکن است در آینده فرهنگ را آسیب بزند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید