explants

[ایالات متحده]/ˈɛksplænt/
[بریتانیا]/ˈɛksplænt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بافت را از یک مکان به مکان دیگر پیوند زدن
n. تکه‌ای از بافت که برای کشت یا تحقیق برداشته شده است

عبارات و ترکیب‌ها

explant procedure

روش کاشت

explant surgery

جراحی کاشت

explant device

دستگاه کاشت

explant analysis

تجزیه و تحلیل کاشت

explant sample

نمونه کاشت

explant culture

کشت بافت

explant study

مطالعه کاشت

explant technique

تکنیک کاشت

explant tissue

بافت کاشت

explant evaluation

ارزیابی کاشت

جملات نمونه

doctors often explant devices after a certain period.

پزشکان اغلب پس از مدت معینی دستگاه‌ها را خارج می‌کنند.

they decided to explant the old implants during the surgery.

آنها تصمیم گرفتند ایمپلنت‌های قدیمی را در طول جراحی خارج کنند.

the procedure to explant the device was complicated.

روش خارج کردن دستگاه پیچیده بود.

she had to explant her pacemaker due to complications.

به دلیل عوارض، مجبور شدند ضربان ساز او را خارج کنند.

after the diagnosis, the doctor recommended to explant the foreign body.

پس از تشخیص، پزشک توصیه کرد جسم خارجی را خارج کنند.

they will explant the faulty device next week.

هفته آینده دستگاه معیوب را خارج خواهند کرد.

the explantation process requires careful planning.

فرایند خارج کردن دستگاه نیاز به برنامه‌ریزی دقیق دارد.

he explained why they needed to explant the device.

او توضیح داد که چرا آنها نیاز به خارج کردن دستگاه داشتند.

in some cases, it is necessary to explant the device early.

در برخی موارد، خارج کردن زودهنگام دستگاه ضروری است.

the team specializes in explant surgeries for various devices.

این تیم در جراحی‌های خارج کردن دستگاه برای انواع مختلف دستگاه‌ها تخصص دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید