extemporizes

[ایالات متحده]/ɪkˈstɛmpəraɪzɪz/
[بریتانیا]/ɪkˈstɛmpəraɪzɪz/

ترجمه

v. بدون آمادگی چیزی مانند موسیقی یا سخنرانی را ساختن، اجرا کردن یا تولید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

extemporizes well

به خوبی بداهه گو

extemporizes a speech

یک سخنرانی را بداهه گو

extemporizes easily

به راحتی بداهه گو

extemporizes on stage

روی صحنه بداهه گو

extemporizes frequently

به طور مکرر بداهه گو

extemporizes with confidence

با اعتماد به نفس بداهه گو

extemporizes during meetings

در طول جلسات بداهه گو

extemporizes for fun

برای تفریح بداهه گو

extemporizes in class

در کلاس بداهه گو

extemporizes without notes

بدون یادداشت بداهه گو

جملات نمونه

he often extemporizes during his speeches.

او اغلب در طول سخنرانی های خود بداهه می گوید.

she extemporizes beautifully when discussing art.

او وقتی درباره هنر صحبت می کند، به زیبایی بداهه می گوید.

the musician extemporizes new melodies on stage.

موسیقی‌دان آهنگ‌های جدیدی را روی صحنه بداهه می‌سازد.

during the meeting, he extemporizes solutions to problems.

در طول جلسه، او راه حل هایی برای مشکلات بداهه می گوید.

she extemporizes a poem when asked to entertain.

وقتی از او خواسته می شود سرگرمی کند، او یک شعر بداهه می گوید.

the actor extemporizes lines when he forgets his script.

وقتی فراموش می کند اسکریپتش را، بازیگر خطوطی را بداهه می گوید.

he extemporizes witty remarks that keep the audience engaged.

او حقه های بامزه ای را بداهه می گوید که مخاطبان را درگیر نگه می دارد.

in class, the teacher often extemporizes to clarify concepts.

در کلاس، معلم اغلب برای روشن کردن مفاهیم بداهه می گوید.

he extemporizes during debates to make compelling arguments.

او در طول مناظره ها بداهه می گوید تا استدلال های قانع کننده ای ارائه دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید