he improvises well
او به خوبی بداهه میگوید
she improvises quickly
او به سرعت بداهه میگوید
they improvises together
آنها با هم بداهه میگویند
artist improvises freely
هنرمند آزادانه بداهه میگوید
musician improvises beautifully
موسیقیدان به زیبایی بداهه میگوید
actor improvises lines
بازیگر دیالوگها را بداهه میگوید
team improvises solutions
تیم راهحلها را بداهه میگوید
leader improvises strategies
رهبر استراتژیها را بداهه میگوید
composer improvises music
آهنگساز موسیقی را بداهه میگوید
teacher improvises lessons
معلم درسها را بداهه میگوید
she often improvises during her performances.
او اغلب در طول اجراها بداهه نوازی میکند.
he improvises a solution when faced with unexpected problems.
او در مواجهه با مشکلات غیرمنتظره، راه حلی را بداهه انجام میدهد.
the musician improvises a melody on the spot.
موسیقیدان یک ملودی را در همان لحظه بداهه مینوازد.
they always improvise when they run out of supplies.
آنها همیشه وقتی مواد لازم تمام میشود بداهه میکنند.
in the meeting, she improvises her presentation without notes.
در جلسه، او ارائه خود را بدون یادداشت بداهه انجام میدهد.
he can easily improvise a speech in front of an audience.
او به راحتی میتواند یک سخنرانی را در مقابل تماشاچیان بداهه انجام دهد.
the actors improvise their lines during the rehearsal.
بازیگران خطوط خود را در طول تمرین بداهه میکنند.
she improvises a dance routine based on the music.
او یک روتین رقص را بر اساس موسیقی بداهه میکند.
when the power went out, he improvises a game for the kids.
وقتی برق قطع شد، او یک بازی برای بچهها بداهه کرد.
the chef often improvises with whatever ingredients are available.
سرآشپز اغلب با هر ماده غذایی که در دسترس است بداهه میکند.
he improvises well
او به خوبی بداهه میگوید
she improvises quickly
او به سرعت بداهه میگوید
they improvises together
آنها با هم بداهه میگویند
artist improvises freely
هنرمند آزادانه بداهه میگوید
musician improvises beautifully
موسیقیدان به زیبایی بداهه میگوید
actor improvises lines
بازیگر دیالوگها را بداهه میگوید
team improvises solutions
تیم راهحلها را بداهه میگوید
leader improvises strategies
رهبر استراتژیها را بداهه میگوید
composer improvises music
آهنگساز موسیقی را بداهه میگوید
teacher improvises lessons
معلم درسها را بداهه میگوید
she often improvises during her performances.
او اغلب در طول اجراها بداهه نوازی میکند.
he improvises a solution when faced with unexpected problems.
او در مواجهه با مشکلات غیرمنتظره، راه حلی را بداهه انجام میدهد.
the musician improvises a melody on the spot.
موسیقیدان یک ملودی را در همان لحظه بداهه مینوازد.
they always improvise when they run out of supplies.
آنها همیشه وقتی مواد لازم تمام میشود بداهه میکنند.
in the meeting, she improvises her presentation without notes.
در جلسه، او ارائه خود را بدون یادداشت بداهه انجام میدهد.
he can easily improvise a speech in front of an audience.
او به راحتی میتواند یک سخنرانی را در مقابل تماشاچیان بداهه انجام دهد.
the actors improvise their lines during the rehearsal.
بازیگران خطوط خود را در طول تمرین بداهه میکنند.
she improvises a dance routine based on the music.
او یک روتین رقص را بر اساس موسیقی بداهه میکند.
when the power went out, he improvises a game for the kids.
وقتی برق قطع شد، او یک بازی برای بچهها بداهه کرد.
the chef often improvises with whatever ingredients are available.
سرآشپز اغلب با هر ماده غذایی که در دسترس است بداهه میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید