extraditions

[ایالات متحده]/ˌɛkstrəˈdɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌɛkstrəˈdɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقدام به استرداد یک فرد

عبارات و ترکیب‌ها

extraditions process

فرآیند استرداد

extraditions agreement

توافقنامه استرداد

extraditions treaty

معاهده استرداد

extraditions law

قانون استرداد

extraditions cases

موارد استرداد

extraditions requests

درخواست‌های استرداد

extraditions procedures

روش‌های استرداد

extraditions rights

حقوق استرداد

extraditions policy

سیاست استرداد

extraditions issues

مشکلات استرداد

جملات نمونه

extraditions between countries can be complicated.

تحویل متهم بین کشورها می‌تواند پیچیده باشد.

many countries have treaties for extraditions.

بسیاری از کشورها برای تحویل متهم قراردادهایی دارند.

extraditions are often a topic of diplomatic negotiations.

تحویل متهم اغلب موضوع مذاکرات دیپلماتیک است.

some criminals evade justice by avoiding extraditions.

برخی از مجرمان با اجتناب از تحویل متهم، از عدالت فرار می‌کنند.

extraditions can take months to process.

تحویل متهم می‌تواند ماه‌ها طول بکشد تا انجام شود.

legal systems differ in their approach to extraditions.

سیستم‌های حقوقی در نحوه برخورد با تحویل متهم متفاوت هستند.

extraditions are essential for international law enforcement.

تحویل متهم برای اجرای قوانین بین‌المللی ضروری است.

some countries refuse extraditions for political offenses.

برخی از کشورها درخواست تحویل متهم را به دلیل جرایم سیاسی رد می‌کنند.

extraditions can strengthen international cooperation.

تحویل متهم می‌تواند همکاری بین‌المللی را تقویت کند.

the process of extraditions can be lengthy and costly.

فرآیند تحویل متهم می‌تواند طولانی و پرهزینه باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید