lead extrapolator
سرپرست برآوردگر
skilled extrapolator
برآوردگر ماهر
extrapolator's role
نقش برآوردگر
be an extrapolator
برآوردگر باشید
extrapolator works
کارهای برآوردگر
extrapolator using
برآوردگر با استفاده از
extrapolator identified
برآوردگر شناسایی شده
extrapolator team
تیم برآوردگر
extrapolator provides
برآوردگر ارائه میدهد
the financial analyst used an extrapolator to predict future market trends.
تحلیلگر مالی از یک دستگاه پیشبینیکننده برای پیشبینی روند بازار آینده استفاده کرد.
we need a sophisticated extrapolator for this complex data set.
ما به یک دستگاه پیشبینیکننده پیچیده برای این مجموعه دادههای پیچیده نیاز داریم.
the extrapolator provided a reasonable estimate of the population growth.
دستگاه پیشبینیکننده یک تخمین معقول از رشد جمعیت ارائه کرد.
the team relied on the extrapolator's output for their planning.
تیم برای برنامهریزی خود به خروجی دستگاه پیشبینیکننده متکی بود.
calibration of the extrapolator is crucial for accurate results.
کالیبراسیون دستگاه پیشبینیکننده برای دستیابی به نتایج دقیق بسیار مهم است.
the extrapolator's limitations were clearly outlined in the report.
محدودیتهای دستگاه پیشبینیکننده به وضوح در گزارش مشخص شده بود.
he built a custom extrapolator to fit the specific project needs.
او یک دستگاه پیشبینیکننده سفارشی برای برآوردن نیازهای خاص پروژه ساخت.
the extrapolator helped us understand the long-term implications.
دستگاه پیشبینیکننده به ما کمک کرد تا پیامدهای بلندمدت را درک کنیم.
using an extrapolator, we projected sales for the next quarter.
با استفاده از یک دستگاه پیشبینیکننده، فروش را برای سهماهه آینده پیشبینی کردیم.
the extrapolator's algorithm was based on historical data.
الگوریتم دستگاه پیشبینیکننده بر اساس دادههای تاریخی بود.
we compared the extrapolator's predictions with actual outcomes.
ما پیشبینیهای دستگاه پیشبینیکننده را با نتایج واقعی مقایسه کردیم.
lead extrapolator
سرپرست برآوردگر
skilled extrapolator
برآوردگر ماهر
extrapolator's role
نقش برآوردگر
be an extrapolator
برآوردگر باشید
extrapolator works
کارهای برآوردگر
extrapolator using
برآوردگر با استفاده از
extrapolator identified
برآوردگر شناسایی شده
extrapolator team
تیم برآوردگر
extrapolator provides
برآوردگر ارائه میدهد
the financial analyst used an extrapolator to predict future market trends.
تحلیلگر مالی از یک دستگاه پیشبینیکننده برای پیشبینی روند بازار آینده استفاده کرد.
we need a sophisticated extrapolator for this complex data set.
ما به یک دستگاه پیشبینیکننده پیچیده برای این مجموعه دادههای پیچیده نیاز داریم.
the extrapolator provided a reasonable estimate of the population growth.
دستگاه پیشبینیکننده یک تخمین معقول از رشد جمعیت ارائه کرد.
the team relied on the extrapolator's output for their planning.
تیم برای برنامهریزی خود به خروجی دستگاه پیشبینیکننده متکی بود.
calibration of the extrapolator is crucial for accurate results.
کالیبراسیون دستگاه پیشبینیکننده برای دستیابی به نتایج دقیق بسیار مهم است.
the extrapolator's limitations were clearly outlined in the report.
محدودیتهای دستگاه پیشبینیکننده به وضوح در گزارش مشخص شده بود.
he built a custom extrapolator to fit the specific project needs.
او یک دستگاه پیشبینیکننده سفارشی برای برآوردن نیازهای خاص پروژه ساخت.
the extrapolator helped us understand the long-term implications.
دستگاه پیشبینیکننده به ما کمک کرد تا پیامدهای بلندمدت را درک کنیم.
using an extrapolator, we projected sales for the next quarter.
با استفاده از یک دستگاه پیشبینیکننده، فروش را برای سهماهه آینده پیشبینی کردیم.
the extrapolator's algorithm was based on historical data.
الگوریتم دستگاه پیشبینیکننده بر اساس دادههای تاریخی بود.
we compared the extrapolator's predictions with actual outcomes.
ما پیشبینیهای دستگاه پیشبینیکننده را با نتایج واقعی مقایسه کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید