fairnesses

[ایالات متحده]/ˈfeənəsɪz/
[بریتانیا]/ˈfɛrnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت عادلانه یا منصفانه بودن؛ حالت زیبا یا واضح بودن؛ کیفیت نرم یا موفق بودن

عبارات و ترکیب‌ها

fairnesses matter

برابری مهم است

fairnesses in society

برابری در جامعه

fairnesses and justice

برابری و عدالت

fairnesses are essential

برابری ضروری است

fairnesses for all

برابری برای همه

fairnesses promote trust

برابری اعتماد را تقویت می‌کند

fairnesses in education

برابری در آموزش

fairnesses in business

برابری در کسب و کار

fairnesses and equality

برابری و تساوی

fairnesses in policy

برابری در سیاست

جملات نمونه

we must strive for fairnesses in our society.

ما باید برای برقراری انصاف در جامعه خود تلاش کنیم.

different cultures have various interpretations of fairnesses.

فرهنگ‌های مختلف تفسیرهای مختلفی از انصاف دارند.

the fairnesses in the workplace can affect employee morale.

انصاف در محیط کار می‌تواند بر روحیه کارمندان تأثیر بگذارد.

we need to discuss the fairnesses of the new policy.

ما باید انصاف سیاست جدید را مورد بحث قرار دهیم.

judges are expected to uphold fairnesses in their rulings.

قاضی‌ها انتظار می‌رود انصاف را در رای‌های خود حفظ کنند.

fairnesses in education are essential for equal opportunities.

انصاف در آموزش برای فرصت‌های برابر ضروری است.

we should evaluate the fairnesses of our competition process.

ما باید انصاف فرآیند رقابت خود را ارزیابی کنیم.

discussions on fairnesses often lead to deeper insights.

بحث در مورد انصاف اغلب منجر به بینش‌های عمیق‌تر می‌شود.

ensuring fairnesses requires constant vigilance and effort.

تضمین انصاف مستلزم هوشیاری و تلاش مداوم است.

many organizations focus on fairnesses in their hiring practices.

سازمان‌های زیادی بر انصاف در شیوه‌های استخدام خود تمرکز می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید