sow farrow
سهره زاییدن
piglets are farrowed
کشتیران متولد شدهاند
farrowing pen
حوضچه زایش
farrowing process
فرآیند زایش
When will the sow farrow?
چه زمانی گراز مادر زایمان خواهد کرد؟
the pig is one of a litter of nine farrowed in July.
گراز یکی از Litter نه تایی است که در ماه جولای به دنیا آمده است.
a young sow that has not farrowed
یک گراز ماده جوان که هنوز زایمان نکرده است
They planned to have the gilts farrow down about the end of this month.
آنها برنامه ریزی کردند که در اواخر این ماه، گرازهای ماده زایمان کنند.
The sow will farrow in the spring.
گراز ماده در بهار زایمان خواهد کرد.
The farmer is preparing for the farrow season.
کشاورز برای فصل زایمان آماده می شود.
The farrow process can be challenging for new pig farmers.
فرایند زایمان می تواند برای کشاورزان جدید خوک چالش برانگیز باشد.
The farrow pen needs to be clean and comfortable.
فرو pen باید تمیز و راحت باشد.
Each farrow can have multiple piglets.
هر زایمان می تواند چندین توله خوک داشته باشد.
The farrowing process requires careful monitoring.
فرایند زایمان نیاز به نظارت دقیق دارد.
The sow is in labor and will farrow soon.
گراز ماده در حال زایمان است و به زودی زایمان خواهد کرد.
The farrow rate can impact the farm's profitability.
نرخ زایمان می تواند بر سودآوری مزرعه تأثیر بگذارد.
The farrow crate provides a safe environment for the sow and piglets.
قفس زایمان محیطی امن برای گراز ماده و توله های خوک فراهم می کند.
The farrow management practices are crucial for successful pig farming.
روش های مدیریت زایمان برای کشاورزی موفق خوک بسیار مهم است.
sow farrow
سهره زاییدن
piglets are farrowed
کشتیران متولد شدهاند
farrowing pen
حوضچه زایش
farrowing process
فرآیند زایش
When will the sow farrow?
چه زمانی گراز مادر زایمان خواهد کرد؟
the pig is one of a litter of nine farrowed in July.
گراز یکی از Litter نه تایی است که در ماه جولای به دنیا آمده است.
a young sow that has not farrowed
یک گراز ماده جوان که هنوز زایمان نکرده است
They planned to have the gilts farrow down about the end of this month.
آنها برنامه ریزی کردند که در اواخر این ماه، گرازهای ماده زایمان کنند.
The sow will farrow in the spring.
گراز ماده در بهار زایمان خواهد کرد.
The farmer is preparing for the farrow season.
کشاورز برای فصل زایمان آماده می شود.
The farrow process can be challenging for new pig farmers.
فرایند زایمان می تواند برای کشاورزان جدید خوک چالش برانگیز باشد.
The farrow pen needs to be clean and comfortable.
فرو pen باید تمیز و راحت باشد.
Each farrow can have multiple piglets.
هر زایمان می تواند چندین توله خوک داشته باشد.
The farrowing process requires careful monitoring.
فرایند زایمان نیاز به نظارت دقیق دارد.
The sow is in labor and will farrow soon.
گراز ماده در حال زایمان است و به زودی زایمان خواهد کرد.
The farrow rate can impact the farm's profitability.
نرخ زایمان می تواند بر سودآوری مزرعه تأثیر بگذارد.
The farrow crate provides a safe environment for the sow and piglets.
قفس زایمان محیطی امن برای گراز ماده و توله های خوک فراهم می کند.
The farrow management practices are crucial for successful pig farming.
روش های مدیریت زایمان برای کشاورزی موفق خوک بسیار مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید