faux

[ایالات متحده]/fəʊ/
[بریتانیا]/foʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جعلی; مصنوعی

عبارات و ترکیب‌ها

faux leather

چرم بدل

faux fur

مواد خزنی تقلبی

faux pas

بی‌ادبی

faux finish

پوشش تقلبی

faux flowers

گل‌های مصنوعی

faux wood

چوب مصنوعی

faux stone

سنگ مصنوعی

faux marble

مرمر مصنوعی

faux diamond

الماس تقلبی

faux painting

نقاشی تقلبی

جملات نمونه

she wore a faux fur coat to the party.

او یک کت خز مصنوعی به مهمانی پوشید.

the artist created a faux painting that looked real.

هنرمند نقاشی‌ای ساخت که واقعی به نظر می‌رسید.

he prefers faux leather for his furniture.

او چرم مصنوعی را برای مبلمانش ترجیح می‌دهد.

faux flowers can brighten up any room.

گل‌های مصنوعی می‌توانند هر اتاقی را روشن کنند.

they served faux meat at the vegan restaurant.

آنها گوشت مصنوعی در رستوران گیاهخواری سرو کردند.

her faux pas at the meeting was embarrassing.

عمل نادرست او در جلسه شرم‌آور بود.

he bought a faux diamond ring for her birthday.

او برای تولدش یک انگشتر الماس تقلبی برای او خرید.

faux wood flooring is a popular choice for homes.

کفپوش چوب مصنوعی یک انتخاب محبوب برای خانه‌ها است.

they decorated the room with faux greenery.

آنها اتاق را با سبزیجات مصنوعی تزئین کردند.

the fashion show featured stunning faux designs.

نمایش مد دارای طرح‌های مصنوعی خیره‌کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید