welcomingly

[ایالات متحده]/ˈwelkəmɪŋli/
[بریتانیا]/ˈwɛlkəmɪŋli/

ترجمه


adv. به روشی خوشایند؛ به گونه‌ای که باعث شود کسی احساس پذیرفته‌شدن یا راحتی کند.

عبارات و ترکیب‌ها

welcomingly greeted

Persian_translation

جملات نمونه

the receptionist smiled welcomingly at every guest.

مسئول پذیرش با روی باز به هر مهمانی لبخند زد.

she nodded welcomingly and offered me a seat.

او با روی باز سر تکان داد و به من صندلی پیشنهاد کرد.

the hosts greeted us welcomingly at the door.

میزبانان ما را با روی باز در آستانه در خوشامد گفتند.

the manager spoke welcomingly to the new hires.

مدیر با روی باز با استخدام جدید صحبت کرد.

neighbors waved welcomingly as we moved in.

همسایگان با روی باز به ما خوشامد گفتند وقتی که ما نقل مکان کردیم.

the teacher looked welcomingly around the classroom.

معلم با روی باز به اطراف کلاس نگاه کرد.

he gestured welcomingly toward the meeting room.

او با روی باز به سمت اتاق کنفرانس اشاره کرد.

the guide spoke welcomingly to the group of tourists.

راهنما با روی باز با گروهی از گردشگران صحبت کرد.

the staff answered our questions welcomingly and patiently.

کارکنان با روی باز و با حوصله به سوالات ما پاسخ دادند.

the café owner greeted customers welcomingly every morning.

صاحب کافه هر روز صبح با روی باز به مشتریان خوشامد گفت.

she invited us welcomingly to join the discussion.

او با روی باز ما را برای پیوستن به بحث دعوت کرد.

the team accepted the feedback welcomingly and improved the plan.

تیم با روی باز بازخورد را پذیرفت و برنامه را بهبود بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید