feared

[ایالات متحده]/fɪəd/
[بریتانیا]/fɪrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته مشارکت ترس; نگران بودن; احساس ترس کردن; احترام گذاشتن به

عبارات و ترکیب‌ها

feared enemy

دشمن مورد ترس

feared outcome

نتیجه مورد ترس

feared leader

رهبر مورد ترس

feared disease

بیماری مورد ترس

feared authority

قدرت مورد ترس

feared opponent

حریف مورد ترس

feared punishment

مجازات مورد ترس

feared threat

تهدید مورد ترس

feared change

تغییر مورد ترس

feared failure

شکست مورد ترس

جملات نمونه

he feared the consequences of his actions.

او از عواقب اعمال خود می‌ترسید.

she feared losing her job due to the layoffs.

او از دست دادن شغلش به دلیل تعدیلات می‌ترسید.

the children feared the dark at night.

کودکان از تاریکی شب می‌ترسیدند.

many feared that the storm would cause severe damage.

بسیاری از این می‌ترسیدند که طوفان خسارت جدی وارد کند.

he feared the judgment of his peers.

او از قضاوت همسالانش می‌ترسید.

she feared that she would fail the exam.

او از این می‌ترسید که در امتحان قبول نشود.

they feared the impact of climate change.

آنها از تأثیرات تغییرات آب و هوایی می‌ترسیدند.

he feared that he would never find love.

او از این می‌ترسید که هرگز عشق را پیدا نکند.

she feared confronting her past.

او از مواجهه با گذشته خود می‌ترسید.

many feared the rise of authoritarianism.

بسیاری از ظهور اقتدارگرایی می‌ترسیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید