dreaded outcome
نتیجه وحشتناک
dreaded task
وظیفه وحشتناک
dreaded disease
بیماری وحشتناک
dreaded enemy
دشمن وحشتناک
the dreaded exam week is approaching
هفتهی ترسناک امتحان در حال نزدیک شدن است
she faced the dreaded task of public speaking
او با این کار ترسناک صحبت کردن در جمع روبرو شد
he received the dreaded news of his job loss
او خبر اخراج از کار را دریافت کرد
the dreaded deadline for the project is tomorrow
مهلت مقرر ترسناک پروژه فرداست
the dreaded flu season is upon us
فصل آنفولای ترسناک از سر درآورده است
students fear the dreaded pop quiz
دانشجویان از امتحان غیرمنتظره میترسند
the dreaded traffic jam made him late for work
ترافیک سنگین ترسناک باعث شد دیر به سر کار برسد
the dreaded phone call brought bad news
تماس تلفنی ترسناک خبرهای بدی آورد
the dreaded dentist appointment is scheduled for next week
قرار ملاقات ترسناک دندانپزشکی برای هفته آینده برنامه ریزی شده است
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید