federate

[ایالات متحده]/'fedəreɪt/
[بریتانیا]/'fɛdəret/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ائتلاف تشکیل دادن؛ فدراسیون تشکیل دادن
adj. ائتلافی؛ تحت سیستم فدرال؛ متحد.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریfederating
قسمت سوم فعلfederated
شکل سوم شخص مفردfederates
زمان گذشتهfederated

عبارات و ترکیب‌ها

federate together

همراهی کردن

جملات نمونه

The states decided to federate to form a stronger union.

ایالت‌ها تصمیم گرفتند برای تشکیل یک اتحادیه قوی‌تر فدرال شوند.

The tribes agreed to federate for mutual protection.

قبایل برای محافظت متقابل با هم توافق کردند تا فدرال شوند.

The companies decided to federate their resources for a joint project.

شرکت‌ها تصمیم گرفتند منابع خود را برای یک پروژه مشترک فدرال کنند.

The parties are discussing how to federate their interests for a common goal.

طرفین در مورد چگونگی فدرال کردن منافع خود برای دستیابی به یک هدف مشترک بحث می‌کنند.

The organizations are planning to federate to increase their influence.

سازمان‌ها در حال برنامه‌ریزی برای فدرال شدن به منظور افزایش نفوذ خود هستند.

The countries are exploring ways to federate for economic cooperation.

کشورها در حال بررسی راه‌هایی برای فدرال شدن برای همکاری اقتصادی هستند.

The groups are considering whether to federate to amplify their voices.

گروه‌ها در مورد اینکه آیا باید برای تقویت صدای خود فدرال شوند یا خیر، در نظر دارند.

The universities are working together to federate their research efforts.

دانشگاه‌ها برای فدرال کردن تلاش‌های تحقیقاتی خود با یکدیگر همکاری می‌کنند.

The teams are discussing how to federate their strengths for better performance.

تیم‌ها در مورد چگونگی فدرال کردن نقاط قوت خود برای عملکرد بهتر بحث می‌کنند.

The communities are coming together to federate their resources for a common cause.

جامعه‌ها برای یک هدف مشترک منابع خود را با هم جمع می‌کنند تا فدرال شوند.

نمونه‌های واقعی

The International Federation of Robotics estimated that about 26,000 robotic machines were put into use in Germany last year.

فدراسیون بین‌المللی رباتیک تخمین زد که حدود 26000 دستگاه رباتیک در سال گذشته در آلمان مورد استفاده قرار گرفته است.

منبع: VOA Slow English Technology

She must have fresh supplies of slaves or she would not federate.

او باید منابع تازه بردگان داشته باشد وگرنه نمی‌تواند فدره کند.

منبع: American history

Friend of Peanut Man, and lover of federated American states.

دوست مرد زمینی و عاشق ایالات متحده فدرال.

منبع: BoJack Horseman Season 2

I would say " independent states" instead of federated states, but you guys still have a queen!

من می‌گویم "ایالات مستقل" به جای ایالات فدرال، اما شما هنوز یک ملکه دارید!

منبع: World History Crash Course

In all the leading industries of the country labor was organized into trade unions and federated in a national organization.

در تمام صنایع پیشرو کشور، نیروی کار در اتحادیه‌های تجاری سازماندهی شده و در یک سازمان ملی فدرالی شد.

منبع: American history

About 1834 an attempt was made to federate the unions of all the different crafts into a national organization;but the effort was premature.

حدود سال 1834 تلاشی برای فدرالی کردن اتحادیه‌های تمام مشاغل مختلف در یک سازمان ملی انجام شد؛ اما این تلاش زود بود.

منبع: American history

In time these women's organizations of all kinds were federated into city, state, and national associations and drawn into the consideration of public questions.

با گذشت زمان، این سازمان‌های زنان از همه نوع در شهرها، ایالت‌ها و انجمن‌های ملی فدرالی شدند و به بررسی مسائل عمومی کشیده شدند.

منبع: American history

An attempt was even made in 1834 to federate all the crafts into a permanent national organization;but it perished within three years through lack of support.

حتی در سال 1834 تلاشی برای فدرالی کردن تمام مشاغل در یک سازمان ملی دائمی انجام شد؛ اما به دلیل فقدان حمایت، در عرض سه سال از بین رفت.

منبع: American history

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید