feists

[ایالات متحده]/faɪst/
[بریتانیا]/faɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سگ کوچک; یک شخص ناچیز یا یک شخص بدخلق (آمریکایی)

عبارات و ترکیب‌ها

feist mood

حس خشمگین

feist spirit

روحیه خشمگین

feist attitude

نگاه خشمگین

feist personality

شخصیت خشمگین

feist nature

طبع خشمگین

feist energy

انرژی خشمگین

feist character

طبیعت خشمگین

feist vibe

فضای خشمگین

feist charm

جذابیت خشمگین

feist style

سبک خشمگین

جملات نمونه

she has a feist personality that makes her stand out.

او شخصیتی پرجنب‌وجوش دارد که باعث می‌شود از دیگران متمایز شود.

his feistiness is admired by everyone in the team.

پرجنب‌وجوش بودن او مورد تحسین همه در تیم قرار دارد.

the feist dog barked loudly at the stranger.

سگ پرجنب‌وجوش با صدای بلند به غریبه‌ها پارس کرد.

despite her small size, she has a feist attitude.

با وجود جثه کوچک، او نگرشی پرجنب‌وجوش دارد.

they brought a feist to the competition for its agility.

آنها یک سگ پرجنب‌وجوش را به مسابقه برای چابکی آن بردند.

his feist nature often leads to exciting adventures.

طبع پرجنب‌وجوش او اغلب منجر به ماجراهای هیجان‌انگیز می‌شود.

the feist in her eyes showed her determination.

در چشمان او، پرجنب‌وجوش بودن نشان‌دهنده اراده او بود.

she adopted a feist breed for its playful demeanor.

او یک نژاد سگ پرجنب‌وجوش را به دلیل رفتار بازیگوشش به فرزندی پذیرفت.

his feist spirit is contagious, inspiring others.

روحیه پرجنب‌وجوش او مسری است و الهام بخش دیگران است.

the feist behavior of the cat caught everyone’s attention.

رفتار پرجنب‌وجوش گربه توجه همه را جلب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید