felting

[ایالات متحده]/ˈfɛltɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɛltɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند فشرده‌سازی یا جمع کردن الیاف برای ایجاد نمد؛ ماده‌ای که برای ساخت نمد استفاده می‌شود؛ جمع شدن پشم یا الیاف دیگر؛ روش ساخت پتو یا اقلام مشابه؛ نوع پتو ساخته شده از نمد

عبارات و ترکیب‌ها

needle felting

فِلْتینگ سوزنی

wet felting

فِلْتینگ خیس

felting supplies

لوازم فِلْتینگ

felting process

فرآیند فِلْتینگ

felting technique

تکنیک فِلْتینگ

felting workshop

کارگاه فِلْتینگ

felting art

هنر فِلْتینگ

felting projects

پروژه‌های فِلْتینگ

جملات نمونه

felting is a creative way to make unique crafts.

فت کردن یک راه خلاقانه برای ساختن صنایع دستی منحصر به فرد است.

she enjoys felting colorful wool into shapes.

او از پلاسه‌کردن پشم‌های رنگارنگ به شکل‌های مختلف لذت می‌برد.

felting requires patience and practice.

فت کردن نیاز به صبر و تمرین دارد.

they held a workshop on felting techniques.

آنها یک کارگاه آموزشی در مورد تکنیک‌های فت‌کردن برگزار کردند.

felting can be done by hand or with a machine.

فت کردن را می‌توان به صورت دستی یا با دستگاه انجام داد.

felting is popular among crafters and artists.

فت کردن در بین صنعتگران و هنرمندان محبوب است.

he learned felting from an online tutorial.

او فت کردن را از یک آموزش آنلاین یاد گرفت.

felting can be a relaxing and enjoyable hobby.

فت کردن می‌تواند یک سرگرمی آرامش‌بخش و لذت‌بخش باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید