| جمع | fenestrals |
fenestral opening
بازشو
fenestral area
مساحت بازشو
fenestral structure
ساختار بازشو
fenestral pattern
الگوی بازشو
fenestral wall
دیوار بازشو
fenestral design
طراحی بازشو
fenestral frame
قاب بازشو
fenestral feature
ویژگی بازشو
fenestral element
عنصر بازشو
fenestral configuration
پیکربندی بازشو
the fenestral design allows for more natural light in the room.
طراحی پنجرهای امکان ورود نور طبیعی بیشتر به اتاق را فراهم میکند.
they installed fenestral panels to enhance energy efficiency.
آنها پنلهای پنجرهای نصب کردند تا راندمان انرژی را افزایش دهند.
the architect emphasized a fenestral approach in the building's layout.
معمار بر رویکرد پنجرهای در طرح ساختمانی تاکید کرد.
she admired the fenestral view from her apartment.
او منظره پنجرهای را از آپارتمان خود تحسین کرد.
fenestral openings can significantly improve ventilation.
دهانههای پنجرهای میتوانند تهویه هوا را به طور قابل توجهی بهبود بخشند.
the fenestral features of the house were a major selling point.
ویژگیهای پنجرهای خانه یک نقطه فروش مهم بود.
in fenestral architecture, light plays a crucial role.
در معماری پنجرهای، نور نقش مهمی ایفا میکند.
they chose fenestral elements to blend indoor and outdoor spaces.
آنها عناصر پنجرهای را برای ترکیب فضاهای داخلی و خارجی انتخاب کردند.
the fenestral arrangement allows for panoramic views.
چیدمان پنجرهای امکان ایجاد چشم انداز پانوراما را فراهم میکند.
her painting captured the essence of fenestral light.
نقاشی او جوهر نور پنجرهای را به تصویر کشید.
fenestral opening
بازشو
fenestral area
مساحت بازشو
fenestral structure
ساختار بازشو
fenestral pattern
الگوی بازشو
fenestral wall
دیوار بازشو
fenestral design
طراحی بازشو
fenestral frame
قاب بازشو
fenestral feature
ویژگی بازشو
fenestral element
عنصر بازشو
fenestral configuration
پیکربندی بازشو
the fenestral design allows for more natural light in the room.
طراحی پنجرهای امکان ورود نور طبیعی بیشتر به اتاق را فراهم میکند.
they installed fenestral panels to enhance energy efficiency.
آنها پنلهای پنجرهای نصب کردند تا راندمان انرژی را افزایش دهند.
the architect emphasized a fenestral approach in the building's layout.
معمار بر رویکرد پنجرهای در طرح ساختمانی تاکید کرد.
she admired the fenestral view from her apartment.
او منظره پنجرهای را از آپارتمان خود تحسین کرد.
fenestral openings can significantly improve ventilation.
دهانههای پنجرهای میتوانند تهویه هوا را به طور قابل توجهی بهبود بخشند.
the fenestral features of the house were a major selling point.
ویژگیهای پنجرهای خانه یک نقطه فروش مهم بود.
in fenestral architecture, light plays a crucial role.
در معماری پنجرهای، نور نقش مهمی ایفا میکند.
they chose fenestral elements to blend indoor and outdoor spaces.
آنها عناصر پنجرهای را برای ترکیب فضاهای داخلی و خارجی انتخاب کردند.
the fenestral arrangement allows for panoramic views.
چیدمان پنجرهای امکان ایجاد چشم انداز پانوراما را فراهم میکند.
her painting captured the essence of fenestral light.
نقاشی او جوهر نور پنجرهای را به تصویر کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید