fess up
اعتراف کن
fess off
دست از کار بکش
fess down
آرام باش
fess in
وارد شو
fess out
بیرون برو
fess around
اینجا و آنجا بچرخ
fess with
در مورد...
fess about
در مورد... صحبت کن
fess up to
اعتراف کردن به...
fess it
بگو
he decided to fess up about his mistake.
او تصمیم گرفت درباره اشتباهش اعتراف کند.
she had to fess up to her parents about the broken vase.
او مجبور شد در مورد شکستن گلدان با والدینش اعتراف کند.
it's time to fess up and take responsibility for your actions.
وقتشه اعتراف کنید و مسئولیت اعمالتون رو بپذیرید.
he finally fessed up to cheating on the test.
او بالاخره در مورد تقلب در امتحان اعتراف کرد.
she fessed up after realizing everyone already knew the truth.
او بعد از اینکه متوجه شد همه حقیقت را میدانند، اعتراف کرد.
do you think he will fess up about his involvement?
فکر میکنید او در مورد نقش خود اعتراف خواهد کرد؟
they had to fess up to their parents about the party.
آنها مجبور شدند در مورد مهمانی با والدینشان اعتراف کنند.
after much pressure, she fessed up to her secret.
بعد از فشار زیاد، او در مورد راز خود اعتراف کرد.
he won’t fess up unless someone confronts him directly.
او تا زمانی که کسی به طور مستقیم با او روبرو نشود، اعتراف نخواهد کرد.
it's hard for him to fess up about his feelings.
برای او سخت است که در مورد احساساتش اعتراف کند.
fess up
اعتراف کن
fess off
دست از کار بکش
fess down
آرام باش
fess in
وارد شو
fess out
بیرون برو
fess around
اینجا و آنجا بچرخ
fess with
در مورد...
fess about
در مورد... صحبت کن
fess up to
اعتراف کردن به...
fess it
بگو
he decided to fess up about his mistake.
او تصمیم گرفت درباره اشتباهش اعتراف کند.
she had to fess up to her parents about the broken vase.
او مجبور شد در مورد شکستن گلدان با والدینش اعتراف کند.
it's time to fess up and take responsibility for your actions.
وقتشه اعتراف کنید و مسئولیت اعمالتون رو بپذیرید.
he finally fessed up to cheating on the test.
او بالاخره در مورد تقلب در امتحان اعتراف کرد.
she fessed up after realizing everyone already knew the truth.
او بعد از اینکه متوجه شد همه حقیقت را میدانند، اعتراف کرد.
do you think he will fess up about his involvement?
فکر میکنید او در مورد نقش خود اعتراف خواهد کرد؟
they had to fess up to their parents about the party.
آنها مجبور شدند در مورد مهمانی با والدینشان اعتراف کنند.
after much pressure, she fessed up to her secret.
بعد از فشار زیاد، او در مورد راز خود اعتراف کرد.
he won’t fess up unless someone confronts him directly.
او تا زمانی که کسی به طور مستقیم با او روبرو نشود، اعتراف نخواهد کرد.
it's hard for him to fess up about his feelings.
برای او سخت است که در مورد احساساتش اعتراف کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید