fess

[ایالات متحده]/fɛs/
[بریتانیا]/fɛs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. اعتراف کردن; پذیرفتن
vi. اعتراف کردن; فاش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fess up

اعتراف کن

fess off

دست از کار بکش

fess down

آرام باش

fess in

وارد شو

fess out

بیرون برو

fess around

اینجا و آنجا بچرخ

fess with

در مورد...

fess about

در مورد... صحبت کن

fess up to

اعتراف کردن به...

fess it

بگو

جملات نمونه

he decided to fess up about his mistake.

او تصمیم گرفت درباره اشتباهش اعتراف کند.

she had to fess up to her parents about the broken vase.

او مجبور شد در مورد شکستن گلدان با والدینش اعتراف کند.

it's time to fess up and take responsibility for your actions.

وقتشه اعتراف کنید و مسئولیت اعمالتون رو بپذیرید.

he finally fessed up to cheating on the test.

او بالاخره در مورد تقلب در امتحان اعتراف کرد.

she fessed up after realizing everyone already knew the truth.

او بعد از اینکه متوجه شد همه حقیقت را می‌دانند، اعتراف کرد.

do you think he will fess up about his involvement?

فکر می‌کنید او در مورد نقش خود اعتراف خواهد کرد؟

they had to fess up to their parents about the party.

آنها مجبور شدند در مورد مهمانی با والدینشان اعتراف کنند.

after much pressure, she fessed up to her secret.

بعد از فشار زیاد، او در مورد راز خود اعتراف کرد.

he won’t fess up unless someone confronts him directly.

او تا زمانی که کسی به طور مستقیم با او روبرو نشود، اعتراف نخواهد کرد.

it's hard for him to fess up about his feelings.

برای او سخت است که در مورد احساساتش اعتراف کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید