fidgeter

[ایالات متحده]/ˈfɪdʒɪtə/
[بریتانیا]/ˈfɪdʒɪtər/

ترجمه

vt. کسی را بی‌قرار یا نگران کردن
n. شخصی که بی‌قرار یا نگران است
vi. بی‌قرار یا نگران بودن

عبارات و ترکیب‌ها

fidgeter behavior

رفتار وسواس

fidgeter traits

ویژگی‌های وسواس

fidgeter tendencies

گرایش‌های وسواس

fidgeter habits

عادت‌های وسواس

fidgeter syndrome

سندرم وسواس

fidgeter actions

رفتارهای وسواس

fidgeter issues

مشکلات وسواس

fidgeter solutions

راه حل‌های وسواس

fidgeter support

حمایت از وسواس

fidgeter strategies

استراتژی‌های وسواس

جملات نمونه

he is a notorious fidgeter during meetings.

او در طول جلسات به طور مشهور دست و پا چلفتی است.

being a fidgeter, she often distracts others in class.

با وجود دست و پا چلفتی بودن، او اغلب دیگران را در کلاس درس حواس پرته می کند.

fidgeters often benefit from stress balls.

دست و پا چلفتی ها اغلب از توپ های ضد استرس سود می برند.

as a fidgeter, she can't sit still for long.

با وجود دست و پا چلفتی بودن، او نمی تواند برای مدت طولانی روی صندلی بنشیند.

fidgeters might find it helpful to take short breaks.

ممکن است برای دست و پا چلفتی ها مفید باشد که استراحت های کوتاه بگیرند.

fidgeters often need more physical activity throughout the day.

دست و پا چلفتی ها اغلب در طول روز به فعالیت بدنی بیشتری نیاز دارند.

she identifies as a fidgeter and embraces it.

او خود را دست و پا چلفتی می شناسد و آن را می پذیرد.

fidgeters can use fidget toys to manage their restlessness.

دست و پا چلفتی ها می توانند از اسباب بازی های دست و پا چلفتی برای مدیریت بی قراری خود استفاده کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید