hyperactive

[ایالات متحده]/haɪpər'æktɪv/
[بریتانیا]/ˌhaɪpɚ'æktɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور بیش از حد فعال، فوق العاده پر انرژی، نشان دهنده رفتار بیش از حد یا بیش فعال.

جملات نمونه

a hyperactive pituitary gland.

غده هیپوفیز بیش فعال

a hyperactive new drug; a hyperactive thyroid gland.

یک داروی جدید بیش فعال؛ غده تیروئید بیش فعال

The hyperactive toddler is a real handful.

کودک خردسال بیش فعال واقعاً دست و پا گیر است.

Nationalist netizens in China's hyperactive blogosphere are more luridly anti-western than China's current rulers.

شبکه‌نویسان ملی‌گرا در فضای وبلاگی پرجنب‌وجوش چین، بیشتر از حاکمان فعلی چین، به طور زشت‌تر ضد غربی هستند.

The hyperactive child found it challenging to sit still in class.

کودک بیش فعال نشستن در کلاس را چالش برانگیز یافت.

She struggled to manage her hyperactive puppy's energy.

او برای مدیریت انرژی سگ توله اش که بیش فعال بود، تلاش کرد.

Regular exercise can help reduce hyperactive behavior in children.

ورزش منظم می‌تواند به کاهش رفتار بیش فعال در کودکان کمک کند.

The hyperactive kitten darted around the room, full of energy.

گربه توله بیش فعال با تمام وجود در اتاق به اطراف دوید.

Hyperactive individuals may have difficulty concentrating for long periods of time.

افراد بیش فعال ممکن است در تمرکز برای مدت طولانی مشکل داشته باشند.

The doctor prescribed medication to help manage the hyperactive symptoms.

پزشک دارویی برای کمک به مدیریت علائم بیش فعالی تجویز کرد.

Hyperactive behavior can be a challenge for teachers in the classroom.

رفتار بیش فعال می‌تواند یک چالش برای معلمان در کلاس درس باشد.

The hyperactive dog raced around the yard, chasing after anything that moved.

سگ بیش فعال با سرعت در حیاط به اطراف دوید و هر چیزی که حرکت می‌کرد را تعقیب کرد.

It's important to provide outlets for hyperactive children to release their energy.

ارائه راه خروجی برای کودکان بیش فعال برای تخلیه انرژی آنها مهم است.

Some people mistakenly believe that all hyperactive individuals are simply unruly or disobedient.

برخی افراد به اشتباه تصور می‌کنند که همه افراد بیش فعال فقط نامرتب یا непокорны هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید