fidèle

[ایالات متحده]/[fi.dɛl]/
[بریتانیا]/[fi.dɛl]/

ترجمه

adj. وفادار؛ وفادار؛ صادق؛ قابل اعتماد؛ قابل اطمینان
n. آن کسی که وفادار است (یک باور یا فرد وفادار)؛ پیرو یا حمایت‌کننده وفادار

عبارات و ترکیب‌ها

fidèle ami

دوست وفادار

fidèle client

مشتری وفادار

fidèle soutien

حمایت وفادار

rester fidèle

باقی ماندن وفادار

fidèle lecteur

خواننده وفادار

fidèle compagnon

همراه وفادار

être fidèle

بودن وفادار

fidèle habitude

عادت وفادار

fidèle miroir

آینه وفادار

جملات نمونه

he has been a fidèle friend to me throughout the years.

او طی سال‌ها دوست وفادار من بوده است.

the fidèle reader looks forward to every new publication.

خواننده وفادار به هر انتشار جدید انتظار دارد.

she remains fidèle to her husband despite all difficulties.

او با وجود تمام دشواری‌ها به شوهرش وفادار می‌ماند.

this fidèle dog has never left his master's side.

این سگ وفادار هرگز از کنار پروردگارش کنار نرفته است.

he is toujours fidèle à ses principes.

او همیشه به اصولش وفادار است.

the fidèle client deserves special recognition.

مشتری وفاداری که ارزش شناسایی ویژه دارد.

we need a fidèle partenaire for this long-term project.

ما برای این پروژه بلندمدت نیاز به یک شریک وفادار داریم.

the histoire fidèle was passed down through generations.

این داستان وفادار از نسل به نسل منتقل شد.

she proved to be a fidèle alliée during the crisis.

او در طول بحران ثابت کرد که یک متحد وفادار است.

the fidèle employee has never missed a day of work.

کارمند وفاداری که هرگز روزی از کار را از دست نداده است.

he gave a fidèle account of everything that happened.

او یک گزارش وفادار از هر چیزی که رخ داد ارائه کرد.

the couple shared a fidèle love that lasted a lifetime.

این زوج عشقی وفادار داشتند که طول عمر به آن ادامه دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید