figurable

[ایالات متحده]/ˈfɪɡjʊrəbl/
[بریتانیا]/ˈfɪɡjərəbəl/

ترجمه

adj. قابل شکل‌گیری یا فرم‌دهی

عبارات و ترکیب‌ها

figurable data

داده‌های قابل تنظیم

figurable model

مدل قابل تنظیم

figurable system

سیستم قابل تنظیم

figurable parameters

پارامترهای قابل تنظیم

figurable process

فرآیند قابل تنظیم

figurable variables

متغیرهای قابل تنظیم

figurable output

خروجی قابل تنظیم

figurable input

ورودی قابل تنظیم

figurable function

تابع قابل تنظیم

figurable solution

راه حل قابل تنظیم

جملات نمونه

this problem is not easily figurable without additional data.

این مشکل بدون داده‌های بیشتر به راحتی قابل درک نیست.

her emotions are often hard to make figurable.

احساسات او اغلب به سختی قابل درک هستند.

he found the math puzzle quite figurable after a few attempts.

او پس از چند تلاش، معماهای ریاضی را نسبتاً قابل درک یافت.

in this context, the rules are not very figurable.

در این زمینه، قوانین خیلی قابل درک نیستند.

she has a knack for making complex ideas more figurable.

او استعداد این را دارد که ایده‌های پیچیده را قابل درک‌تر کند.

the instructions were clear enough to be figurable by everyone.

دستورالعمل‌ها به اندازه‌ای واضح بودند که برای همه قابل درک باشند.

with practice, the process became more figurable.

با تمرین، فرآیند قابل درک‌تر شد.

his explanations made the theory much more figurable.

توضیحات او باعث شد که نظریه بسیار قابل درک‌تر شود.

they worked together to make the project figurable for the team.

آنها با هم همکاری کردند تا پروژه را برای تیم قابل درک کنند.

after discussing, the plan became more figurable to the group.

پس از بحث، طرح برای گروه قابل درک‌تر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید