fijo

[ایالات متحده]//ˈfiːxəʊ//
[بریتانیا]//ˈfiːhoʊ//

ترجمه

n.(Fijo) نام خانوادگی، که معمولاً در بافتارهای اسپانیایی‌زبان یافت می‌شود.

جملات نمونه

the company offers a fixed rate for all its loans.

شرکت برای همه وام‌های خود نرخ ثابت ارائه می‌دهد.

she has a fixed income from her pension.

او درآمد ثابتی از حقوق بازنشستگی خود دارد.

we agreed on a fixed price for the house.

ما برای خانه بر سر یک قیمت ثابت به توافق رسیدیم.

the meeting is fixed for next monday.

جلسه برای دوشنبه هفته آینده تعیین شده است.

he had a fixed idea about moving abroad.

او ایده ثابتی در مورد مهاجرت به خارج از کشور داشت.

the factory has many fixed assets.

کارخانه دارایی‌های ثابت زیادی دارد.

she gave him a fixed stare.

او با نگاهی ثابت به او خیره شد.

the rent is a fixed cost every month.

اجاره یک هزینه ثابت ماهانه است.

he kept his eyes fixed on the screen.

او چشمانش را خیره به صفحه نمایش نگه داشت.

they signed a fixed term contract.

آنها قراردادی با مدت زمان ثابت امضا کردند.

she wore a fixed smile throughout the interview.

او در طول مصاحبه لبخندی ثابت به لب داشت.

the interest rate is fixed at 5 percent.

نرخ بهره در 5 درصد ثابت شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید