fil

[ایالات متحده]/fil/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد پول در عراق
Word Forms
جمعfils

جملات نمونه

the mourners filed into the church.

سواحل غمگینان وارد کلیسا شدند.

They filed out of the room.

آنها از اتاق خارج شدند.

filed a motion to reargue the case.

یک دادخواست برای استدلال مجدد پرونده ثبت کردند.

She was filing her nails.

او داشت ناخن هایش را لاک می زد.

He filed the wood smooth.

او چوب را صاف کرد.

The students filed in the classroom.

دانشجویان وارد کلاس شدند.

The jury filed out of the courtroom.

داوران از سالن دادگاه خارج شدند.

He filed an accusation with the police.

او اتهامی را به پلیس ارائه داد.

updating all the files manually

به روز رسانی دستی همه فایل ها

filed charges against my associate.

علیه همکارم اتهاماتی مطرح کرد.

filed for a job with the state; file for a divorce.

برای یک شغل با ایالت درخواست داد؛ برای طلاق درخواست داد.

A writ was filed in the High Court.

یک دستور قضایی در دادگاه عالی ثبت شد.

we filed out to the accompaniment of the organ.

ما با همراهی ارگان خارج شدیم.

about fifty of us filed in.

حدود پنجاه نفر از ما وارد شدند.

the engine numbers were filed away.

اعداد موتور در بایگانی قرار گرفتند.

filed an inquiry about the lost shipment;

در مورد محموله گمشده تحقیق کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید