filching

[ایالات متحده]/ˈfɪltʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɪltʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دزدی، به ویژه اقلام کوچک یا ارزان قیمت

عبارات و ترکیب‌ها

filching money

دزدی پول

filching items

دزدی وسایل

filching goods

دزدی کالا

filching food

دزدی غذا

filching secrets

دزدی رازها

filching documents

دزدی اسناد

filching supplies

دزدی لوازم

filching moneybags

دزدی کیسه‌های پول

filching jewelry

دزدی جواهرات

filching valuables

دزدی اشیاء قیمتی

جملات نمونه

he was caught filching candy from the store.

او در حال سرقت آبنبات از مغازه دستگیر شد.

filching small items can lead to bigger problems.

سرقت اقلام کوچک می تواند منجر به مشکلات بزرگتر شود.

she was accused of filching money from the cash register.

او به سرقت پول از صندوق متهم شد.

filching is a serious offense in many workplaces.

سرقت یک جرم جدی در بسیاری از محیط های کار است.

the child was reprimanded for filching cookies from the jar.

بچه به دلیل سرقت بیسکویت از ظرف تذکر داده شد.

he thought he could get away with filching office supplies.

او فکر کرد که می تواند با سرقت لوازم اداری از دست برود.

filching items from friends can ruin relationships.

سرقت وسایل از دوستان می تواند روابط را خراب کند.

the security footage showed him filching the phone.

تصاویر ضبط شده دوربین امنیتی نشان داد که او در حال سرقت تلفن است.

filching is often seen as a sign of deeper issues.

سرقت اغلب به عنوان نشانه ای از مشکلات عمیق تر دیده می شود.

she regretted filching that book from the library.

او پشیمان بود که آن کتاب را از کتابخانه سرقت کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید