fingerpost

[ایالات متحده]/ˈfɪŋɡəpəʊst/
[بریتانیا]/ˈfɪŋɡərpoʊst/

ترجمه

n. نشانه‌ای که جهت را نشان می‌دهد؛ علامت در یک تقاطع جاده
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fingerpost sign

تابلو راهنما

directional fingerpost

راهنمای جهت‌دار

wooden fingerpost

تابلو راهنمای چوبی

vintage fingerpost

تابلو راهنمای قدیمی

fingerpost arrow

فلش تابلوی راهنما

fingerpost marker

علامت‌گذاری تابلوی راهنما

fingerpost location

موقعیت تابلوی راهنما

historic fingerpost

تابلو راهنمای تاریخی

fingerpost guide

راهنمای تابلوی راهنما

fingerpost directions

جهت‌نمایی تابلوی راهنما

جملات نمونه

the fingerpost indicated the direction to the nearest town.

تابلوی راهنما نشان‌دهنده مسیر به نزدیک‌ترین شهر بود.

we stopped at the fingerpost to check our map.

ما در کنار تابلوی راهنما توقف کردیم تا نقشه خود را بررسی کنیم.

there was a fingerpost at every intersection.

در هر تقاطع، یک تابلوی راهنما وجود داشت.

the old fingerpost was covered in moss.

تابلوی راهنمای قدیمی با خزه‌های پوشیده شده بود.

he followed the fingerpost to find the hiking trail.

او از طریق تابلوی راهنما مسیر پیاده‌روی را پیدا کرد.

the fingerpost was a helpful guide for lost travelers.

تابلوی راهنما یک راهنمای مفید برای مسافران گم‌شده بود.

they painted the fingerpost to make it more visible.

آنها تابلوی راهنما را رنگ کردند تا بیشتر قابل مشاهده شود.

at the fingerpost, we decided to take the left path.

در کنار تابلوی راهنما تصمیم گرفتیم مسیر سمت چپ را انتخاب کنیم.

the fingerpost pointed towards the scenic viewpoint.

تابلوی راهنما به سمت نقطه دیدنی اشاره می‌کرد.

he installed a new fingerpost to help tourists.

او یک تابلوی راهنمای جدید نصب کرد تا به گردشگران کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید