firegod

[ایالات متحده]/ˈfaɪərɡɒd/
[بریتانیا]/ˈfaɪərɡɑːd/

ترجمه

n. یک خدایی یا خدا که با آتش و جهش مرتبط است
شکل‌های واژه
جمعfiregods

عبارات و ترکیب‌ها

the firegod

خدای آتش

angry firegod

خدای آتش خشمگی

ancient firegod

خدای آتش باستانی

powerful firegod

خدای آتش قدرتمند

firegod temple

معبد خدای آتش

firegod worship

عبادت خدای آتش

mighty firegod

خدای آتش قوی

aztec firegod

خدای آتش آزتک

false firegod

خدای آتش کاذب

chinese firegod

خدای آتش چینی

جملات نمونه

the ancient villagers gathered at dawn to worship the firegod and ask for protection.

مردم باستان در آغاز روز جمع شدند تا خدای آتش را بپرستند و از او حمایت بخواهند.

legend says the firegod once saved the kingdom from eternal winter.

پرچم می‌گوید که خدای آتش یک زمانی پادشاهی را از زمستانی که هرگز پایان نمی‌یابد نجات داد.

priests offered golden sacrifices to appease the angry firegod.

پیروزمندان جهاد‌های طلایی را ارائه دادند تا خدای آتش خشمگین را آرام کنند.

the firegod's blessing turned the barren land into fertile fields.

برکت خدای آتش زمین خشک را به زمین‌های خصیف تبدیل کرد.

travelers whispered prayers to the firegod before crossing the desert.

مسافران قبل از عبور از صحرا، دعاها را به خدای آتش گهگاهی گفتند.

the firegod temple stood as a testament to the civilization's devotion.

معبد خدای آتش به عنوان یک دلیلی از وفاداری تمدن وجود داشت.

according to mythology, the firegod created the first humans from volcanic ash.

بر اساس میتوالوژی، خدای آتش اولین انسان‌ها را از خاک رس‌های آتشفشانی خلق کرد.

the curse of the firegod haunted the royal family for generations.

نفرت خدای آتش برای چند نسل خانواده پادشاهی را در دست داشت.

villagers lit torches and danced during the annual festival honoring the firegod.

مردم در جشن سالانه احترام به خدای آتش، شمع‌هایی روشن کردند و رقصیدند.

the warrior invoked the firegod's name before entering battle.

نبردگر نام خدای آتش را قبل از ورود به نبرد فراخواند.

scholars discovered ancient texts describing the firegod's many powers.

دانشمندان متون باستانی را کشف کردند که قدرت‌های زیاد خدای آتش را توصیف می‌کردند.

the last priestess dedicated her life to serving the firegod in the mountain sanctuary.

آخرین پریستس خود را به خدمت خدای آتش در مکان مقدس کوه‌ها وقف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید