firman

[ایالات متحده]/ˈfɪəmən/
[بریتانیا]/ˈfɜːrmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (تاریخی) فرمان یا تصویب‌نامه‌ای که توسط یک حاکم صادر می‌شود، به‌ویژه در ترکیه؛ دستوری یا مأموریتی که توسط یک پادشاه صادر می‌شود.
Word Forms
جمعfirmans

عبارات و ترکیب‌ها

firman agreement

توافقنامه فرمان

firman document

سند فرمان

firman approval

تاییدیه فرمان

firman issuance

صدور فرمان

firman authority

اختیارات فرمان

firman policy

سیاست فرمان

firman regulation

مقررات فرمان

firman rights

حقوق فرمان

firman terms

شرایط فرمان

firman rules

قوانین فرمان

جملات نمونه

the king issued a firman to grant the land to the villagers.

شاه حکمی صادر کرد تا زمین را به اهالی روستا اعطا کند.

she received a firman that allowed her to travel freely.

او حکمی دریافت کرد که به او اجازه سفر آزادانه می‌داد.

the firman was essential for the trade agreement.

حکم برای توافق تجاری ضروری بود.

his firman confirmed the rights of the merchants.

حکم او حقوق بازرگانان را تایید کرد.

the government issued a firman to protect the wildlife.

دولت حکمی صادر کرد تا از حیات وحش محافظت کند.

obtaining a firman can be a lengthy process.

اخذ حکم می‌تواند یک فرآیند طولانی باشد.

many historical documents include a firman from the emperor.

اسناد تاریخی بسیاری شامل حکمی از امپراتور هستند.

the firman allowed the construction of the new school.

حکم ساخت مدرسه جدید را مجاز کرد.

they celebrated the firman that recognized their community's rights.

آنها حکمی را که حقوق جامعه آنها را به رسمیت شناخت جشن گرفتند.

the firman was a symbol of the ruler's power.

حکم نمادی از قدرت حاکم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید