fished out
بیرون کشیدن
fished for
برای ماهیگیری
fished up
بیرون آوردن
fished around
جستجو در اطراف
fished in
در آب ماهیگیری کرد
fished together
با هم ماهیگیری کردند
fished locally
به صورت محلی ماهیگیری کردند
fished yesterday
دیروز ماهیگیری کردند
fished daily
روزانه ماهیگیری کردند
fished extensively
به طور گسترده ماهیگیری کردند
he fished in the lake every weekend.
او آخر هفته ها در دریاچه ماهیگیری می کرد.
they fished for trout in the river.
آنها در رودخانه برای گرفتن ماهی قزل آلا ماهیگیری کردند.
she fished out the keys from her bag.
او کلیدها را از کیف خود بیرون انداخت.
we fished together during our vacation.
ما در طول تعطیلات با هم ماهیگیری کردیم.
the children fished with their father.
کودکان با پدرشان ماهیگیری کردند.
he fished all day but caught nothing.
او تمام روز ماهیگیری کرد اما هیچ چیزی صید نکرد.
they fished for their dinner by the shore.
آنها برای شام خود کنار ساحل ماهیگیری کردند.
she fished in the ocean during summer.
او در تابستان در اقیانوس ماهیگیری کرد.
he fished for compliments after his performance.
او بعد از اجرش برای تعریف و تمجید ماهیگیری کرد.
they fished through the crowd for their friend.
آنها برای یافتن دوستشان در میان جمعیت ماهیگیری کردند.
fished out
بیرون کشیدن
fished for
برای ماهیگیری
fished up
بیرون آوردن
fished around
جستجو در اطراف
fished in
در آب ماهیگیری کرد
fished together
با هم ماهیگیری کردند
fished locally
به صورت محلی ماهیگیری کردند
fished yesterday
دیروز ماهیگیری کردند
fished daily
روزانه ماهیگیری کردند
fished extensively
به طور گسترده ماهیگیری کردند
he fished in the lake every weekend.
او آخر هفته ها در دریاچه ماهیگیری می کرد.
they fished for trout in the river.
آنها در رودخانه برای گرفتن ماهی قزل آلا ماهیگیری کردند.
she fished out the keys from her bag.
او کلیدها را از کیف خود بیرون انداخت.
we fished together during our vacation.
ما در طول تعطیلات با هم ماهیگیری کردیم.
the children fished with their father.
کودکان با پدرشان ماهیگیری کردند.
he fished all day but caught nothing.
او تمام روز ماهیگیری کرد اما هیچ چیزی صید نکرد.
they fished for their dinner by the shore.
آنها برای شام خود کنار ساحل ماهیگیری کردند.
she fished in the ocean during summer.
او در تابستان در اقیانوس ماهیگیری کرد.
he fished for compliments after his performance.
او بعد از اجرش برای تعریف و تمجید ماهیگیری کرد.
they fished through the crowd for their friend.
آنها برای یافتن دوستشان در میان جمعیت ماهیگیری کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید