spawned

[ایالات متحده]/[spɔːnd]/
[بریتانیا]/[spɔːnd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به وجود آوردن؛ ایجاد کردن؛ به دنیا آوردن؛ تولید مثل کردن؛ سرچشمه گرفتن؛ آغاز کردن یا باعث شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

spawned a crisis

تولد بحران

spawned from chaos

متولد شده از هرج و مرج

newly spawned

به تازگی متولد شده

spawned ideas

ایده‌های متولد شده

spawned conflict

تولد درگیری

spawned by events

متولد شده توسط وقایع

spawning ground

محل تولد

spawned controversy

تولد جنجال

spawning process

فرآیند تولد

spawned problems

مشکلات متولد شده

جملات نمونه

the game spawned a new enemy every few seconds.

بازی هر چند ثانیه یک دشمن جدید ایجاد می‌کرد.

a heated debate spawned from the controversial proposal.

بحث داغی از پیشنهاد بحث‌برانگیز نشأت گرفت.

the company spawned several successful spin-off products.

شرکت چندین محصول فرعی موفقیت‌آمیز ایجاد کرد.

the error message spawned a cascade of further problems.

پیام خطا باعث بروز مشکلات بیشتری شد.

the scandal spawned numerous investigations by the authorities.

رسوایی باعث تحقیقات متعدد مقامات شد.

the new technology spawned a revolution in the industry.

فناوری جدید باعث ایجاد یک انقلاب در صنعت شد.

the viral video spawned countless imitations online.

ویدئوی ویروسی باعث ایجاد تقلیدهای بی‌شماری آنلاین شد.

the project spawned a new department within the company.

این پروژه یک بخش جدید در داخل شرکت ایجاد کرد.

the politician's speech spawned a wave of public support.

سخنرانی سیاستمدار باعث ایجاد موجی از حمایت عمومی شد.

the incident spawned a review of safety procedures.

این حادثه باعث بررسی رویه‌های ایمنی شد.

the algorithm spawned unexpected results during testing.

الگوریتم در طول آزمایش نتایج غیرمنتظره‌ای ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید