fissility

[ایالات متحده]/ˈfɪs.ɪl.ɪ.ti/
[بریتانیا]/ˈfɪs.ɪl.ɪ.ti/

ترجمه

n. خاصیت قابل تقسیم یا شکستن؛ ویژگی توانایی انجام شکافتن

عبارات و ترکیب‌ها

high fissility

فیسیلتی بالا

fissility index

شاخص فیسیلتی

fissility characteristics

ویژگی‌های فیسیلتی

fissility assessment

ارزیابی فیسیلتی

fissility measurement

اندازه‌گیری فیسیلتی

fissility analysis

تجزیه و تحلیل فیسیلتی

fissility properties

خواص فیسیلتی

fissility tests

آزمایش‌های فیسیلتی

fissility evaluation

ارزیابی فیسیلتی

fissility behavior

رفتار فیسیلتی

جملات نمونه

fissility is an important property in geology.

ریزشی بودن یک ویژگی مهم در زمین‌شناسی است.

the fissility of the shale makes it easy to split.

ریزشی بودن شيست باعث می‌شود جداسازی آن آسان باشد.

understanding fissility helps in rock classification.

درک ریزشی بودن به طبقه‌بندی سنگ‌ها کمک می‌کند.

geologists often measure the fissility of sedimentary rocks.

زمین‌شناسان اغلب ریزشی بودن سنگ‌های رسوبی را اندازه‌گیری می‌کنند.

fissility can affect the stability of rock formations.

ریزشی بودن می‌تواند بر پایداری سازندهای سنگی تأثیر بگذارد.

high fissility indicates a well-developed layering in rocks.

ریزشی بودن بالا نشان‌دهنده یک لایه‌بندی خوب در سنگ‌ها است.

the fissility of the material is crucial for its use in construction.

ریزشی بودن ماده برای استفاده از آن در ساخت و ساز بسیار مهم است.

fissility can be observed in various types of metamorphic rocks.

می‌توان ریزشی بودن را در انواع مختلف سنگ‌های دگرگونی مشاهده کرد.

in mining, fissility can influence extraction methods.

در معدن‌کاری، ریزشی بودن می‌تواند بر روش‌های استخراج تأثیر بگذارد.

fissility is often tested in laboratory conditions.

اغلب ریزشی بودن در شرایط آزمایشگاهی آزمایش می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید