five-part

[ایالات متحده]/[faɪv pɑːt]/
[بریتانیا]/[faɪv pɑːrt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شامل پنج بخش یا تقسیم‌شده به پنج بخش.
n. اثری یا ساختاری که از پنج بخش تشکیل شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

five-part harmony

هماهنگی پنج بخشی

five-part structure

ساختار پنج بخشی

five-part series

سری پنج بخشی

five-part plan

برنامه پنج بخشی

five-part process

فرآیند پنج بخشی

five-part invention

اختراع پنج بخشی

five-part system

سیستم پنج بخشی

five-part composition

ترکیب پنج بخشی

five-part approach

رویکرد پنج بخشی

five-part suite

سوت پنج بخشی

جملات نمونه

the five-part harmony was beautiful and complex.

هارمونی پنج بخشی زیبا و پیچیده بود.

our five-part plan included marketing, sales, and distribution.

برنامه پنج بخشی ما شامل بازاریابی، فروش و توزیع بود.

the five-part series finale left viewers wanting more.

پایان فصل پنج بخشی بینندگان را مشتاق بیشتر کرد.

he presented a five-part argument to support his claim.

او یک استدلال پنج بخشی برای حمایت از ادعای خود ارائه کرد.

the five-part process requires careful attention to detail.

فرآیند پنج بخشی نیاز به توجه دقیق به جزئیات دارد.

we analyzed the five-part structure of the novel.

ما ساختار پنج بخشی رمان را تجزیه و تحلیل کردیم.

the five-part questionnaire assessed employee satisfaction.

پرسشنامه پنج بخشی رضایت شغلی کارکنان را ارزیابی کرد.

the five-part team worked collaboratively on the project.

تیم پنج بخشی به طور مشترک روی پروژه کار کرد.

the five-part test covered all the key concepts.

آزمون پنج بخشی تمام مفاهیم کلیدی را پوشش می داد.

she outlined a five-part strategy for success.

او یک استراتژی پنج بخشی برای موفقیت ترسیم کرد.

the five-part documentary explored the history of the region.

مستند پنج بخشی به بررسی تاریخ منطقه پرداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید