five-sided

[ایالات متحده]/[faɪv saɪdɪd]/
[بریتانیا]/[faɪv saɪdɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پنج گوشه داشتن؛ مربوط به یا شامل پنج گوشه.

عبارات و ترکیب‌ها

five-sided shape

شکل پنج‌گوشه

a five-sided figure

یک شکل پنج‌گوشه

five-sided polygon

چند‌ضلعی پنج‌گوشه

five-sided object

یک شی پنج‌گوشه

five-sided building

یک ساختمان پنج‌گوشه

five-sided prism

پریزم پنج‌گوشه

five-sided room

یک اتاق پنج‌گوشه

five-sided box

یک جعبه پنج‌گوشه

جملات نمونه

the pencil was five-sided and unusual to hold.

مداد پنج‌گوشه بود و نگه داشتن آن غیر معمول بود.

the building's five-sided design was quite striking.

طرح پنج‌گوشه ساختمان بسیار تأثیرگذار بود.

he drew a five-sided shape on the whiteboard.

او یک شکل پنج‌گوشه را روی تخته سیاه کشید.

the five-sided prism had a unique appearance.

پریزم پنج‌گوشه ظاهر منحصر به فردی داشت.

the five-sided polygon was part of a complex pattern.

چند‌ضلعی پنج‌گوشه بخشی از یک الگوی پیچیده بود.

the five-sided nut required a special wrench.

گوی پنج‌گوشه نیاز به یک گویچه ویژه داشت.

the five-sided room felt oddly spacious.

اتاق پنج‌گوشه حس گسترده‌ای نامتعادل ایجاد می‌کرد.

we studied five-sided figures in geometry class.

ما در کلاس هندسه شکل‌های پنج‌گوشه را مطالعه کردیم.

the five-sided table was perfect for the dining room.

میز پنج‌گوشه برای اتاق ناهار مناسب بود.

the five-sided object was difficult to identify.

شیء پنج‌گوشه شناسایی آن دشوار بود.

the five-sided structure stood out from the others.

ساختار پنج‌گوشه از دیگری‌ها متمایز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید