fives

[ایالات متحده]/faɪvz/
[بریتانیا]/faɪvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازی مشابه هندبال؛ هندبال دیواری

عبارات و ترکیب‌ها

high fives

تشویق با دست

fives and tens

پنج و ده

fives up

بالا دادن پنج

five fives

پنج پنج

fives game

بازی پنج

fives match

مسابقه پنج

fives team

تیم پنج

five fives up

بالا بردن پنج پنج

fives challenge

چالش پنج

fives style

سبک پنج

جملات نمونه

she scored five goals in the match.

او پنج گل در مسابقه به ثمر رساند.

they were all given fives for their performance.

آنها همه به خاطر عملکردشان نمره پنج گرفتند.

he has five siblings, all of whom are older.

او پنج خواهر یا برادر دارد که همه آنها از او بزرگتر هستند.

we need to gather five volunteers for the event.

ما به پنج داوطلب برای این رویداد نیاز داریم.

there are five main ingredients in this recipe.

در این دستور غذا پنج ماده اصلی وجود دارد.

she bought five new books at the store.

او پنج کتاب جدید از مغازه خرید.

he gave me five reasons to support his plan.

او پنج دلیل برای حمایت از طرحش به من داد.

they completed five projects last month.

آنها ماه گذشته پنج پروژه تکمیل کردند.

we will meet five times this semester.

ما این ترم پنج بار ملاقات خواهیم کرد.

she has five cats and loves them all.

او پنج گربه دارد و از همه آنها خوشش می آید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید