flagellator

[ایالات متحده]/fləˈdʒɛləteɚ/
[بریتانیا]/fləˈdʒɛləˌtɔr/

ترجمه

n. کسی که شلاق می‌زند یا تازیانه می‌زند؛ ارگانیسمی که اندام‌های شلاق‌مانند دارد

عبارات و ترکیب‌ها

flagellator movement

حرکت فلاژلاتور

flagellator species

گونه‌های فلاژلاتور

flagellator classification

طبقه‌بندی فلاژلاتور

flagellator biology

زیست‌شناسی فلاژلاتور

flagellator morphology

ریخت‌شناسی فلاژلاتور

flagellator habitat

زیستگاه فلاژلاتور

flagellator behavior

رفتار فلاژلاتور

flagellator reproduction

تولید مثل فلاژلاتور

flagellator ecology

اکولوژی فلاژلاتور

flagellator diversity

تنوع زیستی فلاژلاتور

جملات نمونه

the flagellator is a type of microorganism.

شناورها نوعی میکروارگانیسم هستند.

researchers studied the behavior of the flagellator.

محققان رفتار شناور را مطالعه کردند.

flagellators play an important role in aquatic ecosystems.

شناورها نقش مهمی در اکوسیستم‌های آبزی ایفا می‌کنند.

some flagellators are known to cause diseases.

برخی از شناورها باعث ایجاد بیماری می‌شوند.

the flagellator moves using its whip-like tail.

شناور با استفاده از دم شلاق مانند خود حرکت می‌کند.

flagellators can be found in both fresh and saltwater.

شناورها را می‌توان هم در آب شیرین و هم در آب شور یافت.

scientists are fascinated by the flagellator's unique structure.

دانشمندان از ساختار منحصر به فرد شناورها متحیر شده اند.

the flagellator's reproduction method is quite interesting.

روش تولید مثل شناور بسیار جالب است.

some flagellators can photosynthesize.

برخی از شناورها می‌توانند فتوسنتز کنند.

understanding flagellators is essential for microbiology.

درک شناورها برای میکروبیولوژی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید