flanges

[ایالات متحده]/flændʒɪz/
[بریتانیا]/flændʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع فلنج؛ لبه یا لبه مسطح برجسته

عبارات و ترکیب‌ها

flanges connection

اتصالات فلنج

flanges design

طراحی فلنج

flanges specification

مشخصات فلنج

flanges installation

نصب فلنج

flanges material

جنس فلنج

flanges type

نوع فلنج

flanges size

اندازه فلنج

flanges standards

استانداردهای فلنج

flanges testing

آزمایش فلنج

flanges application

کاربرد فلنج

جملات نمونه

flanges are essential components in piping systems.

فلنج‌ها اجزای ضروری در سیستم‌های لوله کشی هستند.

we need to measure the flanges before installation.

ما باید قبل از نصب، فلنج‌ها را اندازه گیری کنیم.

the flanges must be properly aligned to prevent leaks.

فلنج‌ها باید به درستی تراز باشند تا از نشتی جلوگیری شود.

different types of flanges serve various purposes.

انواع مختلف فلنج‌ها اهداف مختلفی را برآورده می‌کنند.

ensure the flanges are tightened securely.

اطمینان حاصل کنید که فلنج‌ها به طور ایمن محکم شده‌اند.

flanges come in various sizes and materials.

فلنج‌ها در اندازه‌ها و مواد مختلف عرضه می‌شوند.

the engineer specified the type of flanges required.

مهندس نوع فلنج مورد نیاز را مشخص کرد.

we will replace the old flanges with new ones.

ما فلنج‌های قدیمی را با فلنج‌های جدید جایگزین خواهیم کرد.

flanges are often used in mechanical assemblies.

فلنج‌ها اغلب در مونتاژهای مکانیکی استفاده می‌شوند.

check for any damage on the flanges before use.

قبل از استفاده، هرگونه آسیب به فلنج‌ها را بررسی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید