flashgun setup
راهاندازی فلاشگان
flashgun trigger
فعالساز فلاشگان
flashgun mount
نگهدارنده فلاشگان
flashgun accessory
لوازم جانبی فلاشگان
flashgun battery
باتری فلاشگان
flashgun sync
همگامسازی فلاشگان
flashgun light
نور فلاشگان
flashgun settings
تنظیمات فلاشگان
flashgun power
توان فلاشگان
flashgun mode
حالت فلاشگان
the photographer used a flashgun to capture the perfect moment.
عکاس از یک فلاشگان برای ثبت بهترین لحظه استفاده کرد.
make sure to charge the flashgun before the event.
مطمئن شوید که فلاشگان را قبل از رویداد شارژ میکنید.
she adjusted the settings on her flashgun for better lighting.
او تنظیمات فلاشگان خود را برای نورپردازی بهتر تنظیم کرد.
using a flashgun can greatly enhance your photography.
استفاده از فلاشگان میتواند به طور قابل توجهی عکاسی شما را بهبود بخشد.
he forgot to bring his flashgun to the photo shoot.
او فراموش کرد که فلاشگان خود را به جلسه عکاسی بیاورد.
the flashgun was essential for shooting in low light.
فلاشگان برای عکاسی در نور کم ضروری بود.
she mounted the flashgun on her camera for better results.
او فلاشگان را برای نتایج بهتر روی دوربین خود نصب کرد.
adjust the angle of the flashgun to avoid harsh shadows.
زاویه فلاشگان را تنظیم کنید تا از سایههای شدید جلوگیری شود.
the flashgun's recycle time was too slow for fast-paced events.
زمان شارژ مجدد فلاشگان برای رویدادهای سریع خیلی طولانی بود.
he prefers using a flashgun over built-in camera flash.
او ترجیح میدهد از فلاشگان به جای فلاش داخلی دوربین استفاده کند.
flashgun setup
راهاندازی فلاشگان
flashgun trigger
فعالساز فلاشگان
flashgun mount
نگهدارنده فلاشگان
flashgun accessory
لوازم جانبی فلاشگان
flashgun battery
باتری فلاشگان
flashgun sync
همگامسازی فلاشگان
flashgun light
نور فلاشگان
flashgun settings
تنظیمات فلاشگان
flashgun power
توان فلاشگان
flashgun mode
حالت فلاشگان
the photographer used a flashgun to capture the perfect moment.
عکاس از یک فلاشگان برای ثبت بهترین لحظه استفاده کرد.
make sure to charge the flashgun before the event.
مطمئن شوید که فلاشگان را قبل از رویداد شارژ میکنید.
she adjusted the settings on her flashgun for better lighting.
او تنظیمات فلاشگان خود را برای نورپردازی بهتر تنظیم کرد.
using a flashgun can greatly enhance your photography.
استفاده از فلاشگان میتواند به طور قابل توجهی عکاسی شما را بهبود بخشد.
he forgot to bring his flashgun to the photo shoot.
او فراموش کرد که فلاشگان خود را به جلسه عکاسی بیاورد.
the flashgun was essential for shooting in low light.
فلاشگان برای عکاسی در نور کم ضروری بود.
she mounted the flashgun on her camera for better results.
او فلاشگان را برای نتایج بهتر روی دوربین خود نصب کرد.
adjust the angle of the flashgun to avoid harsh shadows.
زاویه فلاشگان را تنظیم کنید تا از سایههای شدید جلوگیری شود.
the flashgun's recycle time was too slow for fast-paced events.
زمان شارژ مجدد فلاشگان برای رویدادهای سریع خیلی طولانی بود.
he prefers using a flashgun over built-in camera flash.
او ترجیح میدهد از فلاشگان به جای فلاش داخلی دوربین استفاده کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید